تبليغاتX
مزرعه - ديار خوب هرمزگان ( پايان سفر)

توضيح چند خطي: بالاخره دوران ننوشتن تمام شد و ما دوباره آمديم. داستان اين غيبت هم براي خودش ماجرايي شده بود. راستش همه چيز از يك وقفه چند روزه در نوشتن پست آخر سفرنامه‌مان شروع شد. يعني زماني كه به خودمان آمديم و ديديم اين شهر و روزمرگي‌اش چقدر حال و هواي سفرنامه نوشتنمان را از ما گرفته است. خلاصه چند روز ديگر هم طي شد و ما باز هم ننوشتيم! پست‌هاي ديگري در ذهنمان بود، مي‌خواستيم آنها را شروع كنيم اما دوست نداشتيم كه كاري را نصفه-نيمه رها كنيم. خلاصه اينكه همه اين ماجراها تا امروز ادامه داشت تا اينكه خواستيم شروع دوباره‌اي داشته باشيم. براي همين هم فكر كرديم دير تمام كردن بهتر از هرگز تمام نكردن است! منتها كمي با حال و هواي متفاوت بخش آخر را مي‌نويسيم تا از فردا به سراغ مطالب ديگر برويم و ديگر وبلاگمان دچار سكته نشود.

 

درود بر هرمزگان

سفر ما با بازديد از جزيره هنگام كه در فاصله اندكي از قشم قرار دارد پايان يافت. از تورهاي نوروزي استفاده كرديم تا ما را به ديدن اين جزيره ببرد. بايد اول به روستاي شيب دراز برويد ( همان‌جايي كه لاك پشت‌هايش معروف است). بعد با قايق به هنگام مي‌رويد. قايقرانمان ما را كمي دور جزيره هنگام چرخاند. برايمان از جمعيت كم، روستاهاي خالي از سكنه، ساحل‌هاي ويژه جزيره گفت. ما را به سمت بخشي از ساحل آن كه فقط همان نقطه شن مشكي براق دارد برد تا با دست آن را لمس كنيم و لذت ببريم. بعد هياهوي ديگر قايق ها در دوردست ما را كنجكاو كرد او با لبخندي گفت ما هم الآن به آنجا مي‌رويم.

دلفين‌ها منتظرمان بودند. يك دسته حدود هفتاد تايي! آنقدر ما را دنبال خودشان اين طرف و آن طرف بردند و بازي كردند كه اصلا متوجه گذشت زمان نمي‌شديم. توصيه ما اين است كه اگر در نوروز به قشم مي‌رويد تور دلفين‌ها را از دست ندهيد. ديدن اين همه زيبايي، معصوميت، هوش و قدرت لذتي وصف ناپذير و فراموش نشدني دارد.

بومي‌ها مي‌گويند اين دلفين‌ها فقط در نوروز به اين منطقه ميايند و به اين شكل امكان ديدن و تماشايشان هست. تازه وقتي در چند سانتي‌متري قايق بازي مي‌كنند و تو را سر كار مي‌گذارند عمق درد از دست دادن گله‌ايشان در سواحل را احساس مي‌كني....

بعد از دلفين‌ها قايق دوباره به سمت جزيره هنگام برگشت. دور جزيره مي‌چرخيد و ما حيرت مي‌كرديم از اينكه جزيره به اين كوچكي هر تكه از ساحلش يك شكل است. بخشي به نام آكواريوم طبيعي دارد. ما را آرام به آن قسمت برد و موتور قايق را خاموش كرد. گفت زير قايق را نگاه كنيد و منتظر لاك پشتها باشيد. اول كه به پايين نگاه كرديم سنگ‌هاي كف دريا را مي‌ديديم با تعدادي ماهي كوچك رنگي ولي بعد دو لاك پشت عظيم الجثه دريايي به آرامي پيدا شدند و ما را چند دقيقه مهمان تماشاي شناي شكوهمندشان در زير آب كردند. آنقدر آرام و با وقار بودند كه حس احترام ناخودآگاه در ما ايجاد مي‌شد.

خلاصه بخش پاياني اقامتي كوتاه در يكي از ساحل‌هاي جزيره هنگام براي جمع آوري صدف‌ بود و در ضمن كمي رفع خستگي. به ساحل كه نزديك شديم لكه‌هايي مثل جوهر تقريبا دورتا دور قايق  ديده مي‌شدند. قايقرانمان گفت اين‌ها عروس دريايي هستند. مواظب باشيد به آنها دست نزنيد چون سمي هستند و تاول‌هاي بدي روي پوستتان ايجاد مي‌كنند. تصور يك چنين استقبال دردناكي از طرف موجودي به ظاهر شل و ول و بي دست و پا بسيار جالب بود.

تعدادي صدف جمع كرديم تا با نگاه به‌ آنها ياد اين روز را هميشه به خاطر داشته باشيم. راه برگشت با قايق به قشم طي شد. قبل از رسيدن به شهر در محل دره ستاره‌ها هم توقفي كرديم تا اين دره افسانه‌اي را در بازديدهايمان جا نياندازيم.

آخرين روز سفرمان در هرمزگان مانند اولين روز پر بود از رضايت و شادي. جدا شدن از اينهمه زيبايي و مردم دوست‌داشتني اصلا ساده نيست. ولي مثل همه سغرها بايد برمي‌گشتيم به اميد اينكه روزي دوباره به آن ديار باز‌گرديم. يكي از همين روزهاي خدا....

 اسكله قايقها در روستاي شيب دراز

بقاياي كشتي انگليسي در جزيره هنگام

بازديد از دسته دلفين‌ها در كنار جزيره هنگام

پ.ن: نكته‌هاي زيادي باقي مانده كه شايد در فرصت‌هايي ديگر به آنها بپردازيم.

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 23:28  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |