![]() |
![]() |
|
|
بندرعباس – قسمت 2 سرباز بعداز چند دقيقه با دو نفر از راهنمايان موزه آمد. بعداز سلام و احوالپرسي، پرسيدند آنجا چه ميكنيم و ما هم گفتيم كه عشق بركه ما را آنجا كشانده. با اينكه ساعت كاريشان تمام شده بود اما رفتند و كليد يكي از آب انبارها را آوردند تا وارد آن شويم و در موردش توضيح دهند. گمانم در طول تاريخ بركهها هيچ بازديد كننده مشتاقي با بچه ساعت 13:45 دقيقه در آن حوالي ظاهر نشده بود. فضاي داخلي بعداز در ورودي دالاني بود كه به يك دهليز ميرسيد و بعد فضاي اصلي آب انبار. داخل كاملا خنك بود. بر روي ديوارها چراغ نصب شده بود. به محوطه اصلي كه رسيديم ديديم كه كف اصلي با كفپوش پوشانده شده و دو تا دور فضاي آب انبار قديم و زير گنبد صندلي كار گذاشته شده. با توضيحي كه داده شد معلوم شد در سالهاي آخر قبل از انقلاب و با توجه به اينكه مردم شهر ديگر از آب اين آب انبارها استفاده نميكردند قرار شده تا به صورت آمفيتئاتر در آيد تا فضايي باشد براي جمع شدن گردشگران و كسب اطلاعات در مورد شهر. از آن زمان تا كنون همچنان قرار است اين اتفاق بيافتد حالا كي خدا عالم است. . . ولي واقعا اگر اين امكان فراهم شود فضايي دوستداشتني خواهد بود. به نوعي احساس ميكني از تونل زمان رد شدهاي. كاربردي جديد براي فضايي باستاني. خلاصه اينكه ما بالاخره توانستيم آنروز ظهر به چند هدف برسيم: اول اينكه بالاخره بركهها را ديديم. دوم كلي اطلاعات در مورد بناهاي ديگري كه در ليست اماكن ديدني بود به دست آورديم از جمله اينكه چند مورد از خانههاي قديمي عملا امكان بازديد ندارند چون شخصي هستند و خانوادهها در آن زندگي ميكنند. سوم اينكه بازديد از موزه جدا توصيه شد. چهارم فهميديم معبد هندوها در حال بازسازي و در نتيجه غير قابل بازديد بود كه اين يعني بهترين زمانبندي براي ترميم بناي باستاني! نشاني چند رستوران خوب با غذاهاي محلي را گرفتيم و خلاصه اينكه همگي از كارمان راضي بوديم هر چند عجيب و غريب بود و احتمالا كسي ساعت 13:30 بعدازظهر وسط آفتاب دنبال بركه نميچرخيد. ولي خوشبختانه گروه ما خداي كارهاي عجيب و غريب است. موزه خليج فارس قبلا كه جايش و نحوه پيدا كردنش را گفتيم فقط حيفمان ميآيد به چند نكته اشاره نكنيم: بنايي سنتي و زيبا دارد كه هر چند تازه ساز است اما كاملا هويت شهرش را با خود دارد. ساختماني چهار طبقه كه البته طبقه آخر هنوز راه اندازي نشده. يكي از طبقات به سه بخش تقسيم شده كه هر يك مكان و اتفاقي را نشان ميدهد: بازار، قلعه پرتغاليها در هرمز، ماهيگيران و صيادي. با مجسمههايي كه الحق زيبا هستند و با صداهايي در هر اتاق كه نشانگر هر محل بوده و احساس جالبي از حضور در مكان واقعي را ايجاد ميكند. در بقيه طبقات هم اشياء، سكهها، تمبرها و سفالهاي يافت شده در هرمزگان نمايش داده شده است. ورودي نفري سيصد تومان. ساعت كار هم از حدود 9 صبح تا يك بعدازظهر و دوباره از چهار تا حدود ده شب. يكي از ويژگيهايش اين است كه هر فرد كه گروهي كه وارد ميشود ميتواند درخواست كند تا يكي از راهنماهاي موزه در تمام مكانهاي موزه همراهش باشد و توضيح دهد. هر چند كه در تمام اتاقها و راهروها توضيحات مربوط به آن بخش كامل نوشته شده. در هر طبقه تلويزيوني به همراه چند صندلي وجود دارد كه فيلم زيبايي از جاذبههاي گردشگري هرمزگان نمايش ميدهد. كاملا مشخص است فيلم حرفهاي تهيه شده. اما حيف كه وقتي خواستيم نسخه اي از آن تهيه كنيم گفتند نسخهاي براي فروش نداريم. در مجموع ما دوبار از موضوع بازديد كرديم و هر دوبار هم لذت برديم. توصيه ميكنيم اگر خواستيد به آنجا سر بزنيد بازديد از موزه در شب را فراموش نكنيد چون نورپردازي و فضاي ساختمان و اطراف در شب چندين برابر ديدني است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 0:1 توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
خبر خوان وبلاگ های زیست محیطی به زبان انگلیسی خبرخوان وبلاگهاي زيست محيطي آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|