![]() |
![]() |
|
|
تيم فوتبال بارسلونا سالها بود كه به خاطر نداشتن تبليغ روي پيراهنش در دنياي حرفهايي و سرمايهداري فوتبال روز دنيا معروف بود. پيراهن اين تيم پرچم و نماد ايالت كاتالونياي اسپانيا است و تيم و هوادارانش هيچ وقت حاضر به تبليغ و استفاده تجاري از اين نماد نبودند. تا اينكه دوسال پيش اين تيم براي حمايت از پروژههاي يونيسف و حمايت از كودكان محروم توافقي با آژانس كودكان سازمان ملل نمود و نام يونيسف را روي پيراهنش درج كرد تا حمايت خود را با آن همه هوادار در سراسر دنيا و ستارگان چندين ميليون يورويي خود از پيمان حقوق كودك و فعاليتهاي بشر دوستانه براي كودكان جهان اعلام كند. اين كار نمادين به غير از فعاليتهاي مستقل ستارگانش در اين زمينه در كشورهاي مختلف و اقدامات ديگر خود باشگاه است. اينها همه در حالي است كه سر و صداي بازيهاي زيباي بارسلونا، جادوگري بازيكنان ميليونياش و رقابتهاي تنگاتنگ اين تيم در اروپا بيشترين چيزي است كه هميشه در خبرها بوده و اين تيم كاملا حرفهايي به صورت كاملا واقعي و بدون شعارهاي دروغين مشغول استفاده از شهرت و امكاناتش به نفع كودكان جهان است. هزاران كيلومتر اين سوتر، درجايي كه بوق اخلاق گرايي در ورزش و مخصوصا فوتبال، شعار هر روزه مسولان تيمها و بازيكنان غيرقابل مقايسهاشان با ستارگان جهان فوتبال است، جايي كه هر روز تيمها با كلي شعار اخلاقي روي پيراهنها و پارچه نوشتههايشان سعي ميكنند به همه بقبولانند كه كاملا اخلاقياند، امروز سه شنبه 29 بهمن 87 در بازي پيروزي و ابومسلم مشهد در ورزشگاه آزادي و در هنگام پخش زنده فوتبالي كه اصلا از لحاظ زيبايي و حرفهايي هيچ تشابهي با فوتبال روز دنيا ندارد، جلوي چشم ميليونها بيننده، خبرنگار و عكاس – دروازهبان ... تيم ابومسلم كه هيچ صفت انساني را نميتوان به او نسبت داد، پس از دريافت گل و ظاهرا به خاطر ضعف اعصاب، توپي را كه كودك توپ جمع كن پشت دروازه برايش انداخته بود به نشاني اعتراض به كُند بودن او توپ را محكم به طرف سر او پرتاب كرد و سر و صورت او را به شدت مورد اصابت توپ قرار داد. چهره كودك سراسر ترس و شوك بود، كه دل هر بييندهاي را آنقدر به درد ميآورد كه احتمالا بسياري هيچگاه ديگر فوتبال وطني يا به اصطلاح رقابتهاي ورزشي داخلي را نگاه نكنند. اين فوتبال اخلاقگرا ما !!! كودك آزاري در زمين ورزش را به همه دنيا نشان داد، آنوقت صدها بازيكن فوق ستاره دنيا و تيمهايشان سعي ميكنند به غير از زرق و برق فوتبال در انجام كارهاي بشر دوستانه و به خصوص در مورد كودكان از هم سبقت بگيرند. سفيران حمايت از حقوق كودك، كه هميشه شعار ميدهند، شايد بد نباشد الان به مردم نشان دهند واقعا لياقت اين عنوان را دارند.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 22:30 توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |
|
|
پزشك آمپول و قرصي را در نسخه نوشت و گفت: داروها تخصصي است و بايد از داروخانههاي دولتي مثل 13 آبان تهيه شود. به دنبال فرمايش دكتر، به همراه بيمار تاكسي گرفتيم و به داروخانه شبانه روزي 13 آبان رفتيم. دكتر پذيرش گفت: آمپولشرو نداريم، گفتم: كجا داره؟ گفت: شايد هلال احمر، گفتم : شماره تماسش رو داريد؟ زنگ بزنم، شايد اونها هم نداشته باشند، برام شماره تماسرو نوشت روي نسخه، ولي هرچي زنگ زدم كسي جواب نداد. به مطب پزشك زنگ زدم و داستان را تعريف كردم، پزشك گفت : دارو وارداتيه و فقط دولت وارد ميكنه و بايد از داروخانههاي دولتي بگيريد. ساعتي بعد در داروخانه هلال احمر، دكتر پذيرش گفت: داروها را داريم ،دقايقي بعد بلندگو پيجمان كرد، دكتر پذيرش گفت : ميگن آمپولش تمام شده گفتم: پس كجا داره؟ گفت: شايد 29 فروردين باز به همراه بيمار در هواي سرد شبانگاهي به سمت ميدان حر تاكسي گرفتيم. دكتر پذيرش داروخانه 29 فروردين گفت : آمپول داريم ولي قرصشرو ، فردا صبح بيا بگير گفتم : آخه چرا فردا؟ خوب اونم الان بده. گفت: نميشه، اونو بايد از باجه شش كه تخصصياند بگيري گفتم : پس حداقل آمپول بده، شايد تا فردا تمام بشه گف: باشه ولي آمپول بيمه نيست و دونهايي شش هزار تومان است گفتم: باشه فردا صبح به جاي داروخانه 29 فروردين به داروخانه 13 آبان كه در مسير بود رفتم و خواستم اگر قرص را دارند ، آنرا تهيه كنم. دكتر پذيرش گفت: داريم ولي بيمه نيست و دونهايي هزار و پانصد تومان است و بايد حداكثر تا يك ساعت ديگر در يخچال باشه. گفتم : لطفا بدهيد ، (آخه چه جوري در اين ترافيك يك ساعته به يخچال برسونم ) هدف از نقل اين ماجرا دو نكته است: يك) چرا دارويي كه آزاد است و اين همه مورد نياز، فقط توسط دولت وارد ميشود و فقط در داروخانههاي دولتي بفروش ميرسد؟ دو) چرا دكتر پذيرش داروخانه 13 آبان كه براي اولين بار به آن مراجعه كرديم و ميدونست دارو بيمه نيست، اقدام به تحويل قرص ننمود و با نداشتن آمپول ما را به داروخانه ديگري حواله داد و مجبور شديم براي گرفتن قرص ، روزي ديگر به اين داروخانه مراجعه كنيم. پ. ن: خدا مراجعه به داروخانه را نصيب نكنه، ولي بايد بريد تا معني دسترسي به بهداشت، حقوق شهروندي و عزت ملت را بفهميد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 بهمن1387ساعت 19:12 توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |
|
|
بالاخره صدا و سيما در ميان مصاحبه با چندين دكتر و دانشمند زيست محيطي با يك فعال زيست محيطي هم مصاحبه كرد. هادي كاشاني به عنوان فعال محيط زيست در برنامه صبجگاهي از تجربههاي خود با مردم صحبت كرد. حداقل در چهار سال گذشته هادي به واسطه فعاليت داوطلبانه، با حفظ ساختاري كه دهها داوطلب محيط زيست با آن در ارتباط هستند، نشون داد كه يك فرد چگونه ميتونه مبناي فعاليت ساير مردم قرار بگيره. اولين باري كه هادي رو ديدم در يك جلسهاي بود كه قصد انجام يك مطالعه شهري در منطقه هفت تهران رو داشت، وقتي مسوول جلسه از همه پرسيد كه قصدش از شركت داوطلبانه در اين تحقيق چيه؟ هادي گفت: به قول سهراب به دنبال كشف راز گل سرخ ام. فكر كنم هادي راز خودش رو كشف كرده و اون هم علاقه به فعال بودن در زمينه محيط زيست است. منم هي فكر كردم كه اولين بار هادي رو كي ديدم؛ بالاخره يادم اومد كه اونو توي يكي از جلسات درختكاري كه فكر كنم حدود 10 سال پيش بود ديدم.توي اين فكرا به يه نتيجه جالب رسيدم، هادي اينقدر فعال بوده كه انگار يه بخش جدانشدني از فعاليتهاي داوطلبانهاي هست كه يادم مياد براي همين به ياد آوردن بار اول برام سخت بود، اون هميشه بوده و اميدواريم هميشه هم سلامت و پايدار باقي بمونه. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 12:4 توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
خبر خوان وبلاگ های زیست محیطی به زبان انگلیسی خبرخوان وبلاگهاي زيست محيطي آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|