![]() |
![]() |
|
|
ما در المپيك پكن هيچ چيز نشديم، چون قرار نبود بشويم و هيچگاه هم نخواهيم شد: چون در قرن بيست و يكم در تابستان خاموشي نوبتي برق داريم چون در زمستان گاز قطع ميشود چون از ميان جنگل ابر جاده رد ميشود چون ميانگذر تالاب بينالمللي انزلي را ميسازيم چون ساخت جاده تهران شمال با همه تخريبهايش از ساخت ديوار چين طولانيتر ميشود چون هر سال زمان ثبت نام مدارس اخبار و بيانيههاي ممنوعيت دريافت وجه از والدين به كرات پخش ميشود چون هر سال بعداز تعطيلات نوروز سازمان تاكسيراني افزايش نرخ تاكسيها را تكذيب ميكند چون آلودگي هواي تهران يكي از بخشهاي خبري حذف نشدني زمستانهاست چون هر چند وقت يكبار تعدادي دانشآموز و دانشجو در يك حادثه رانندگي له ميشوند چون فدراسيونهايمان نزديك مسابقات بزرگ خانه تكاني ميشوند، مخصوصا اگر سفرهاي خارجي هم در دستور كار باشد چون اولش قرار نيست نان گران شود چون هر سال كلي خانواده بر اثر گودبرداري غير اصولي همسايه خانه خراب ميشوند چون هميشه همه داورهاي دنيا چشم چپشان با قهرمانان ماست چون دلفينهايمان دسته دسته ميميرند چون درياچههايمان يكي يكي خشك ميشوند چون همه جاي شمال بيش از سبزه زباله است چون افزايش قيمت مسكن هميشه قرار است مهار شود چون معلمان منتظر دريافت معوقههايشان هستند چون تعرفههاي اعلام شده پزشكان در هيچ مطبي دريافت نميشود چون ادارات آب، برق، گاز و تلفن به آسفالت صاف خيابان حساسيت دارند چون ميشود در كف درياچه هامون با وانت رانندگي كرد چون... راستي به اینجا هم سري بزنيد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 22:11 توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |
|
|
با اينكه تازه دو روز از آغاز رسمي بازيها گذشته ولي ما پريم از غر و در اين پست ميخواهيم حسابي غرغر كنيم. نمايش افتاحيه بازيها كه از صدا و سيما پخش شد بيشتر يك خيمه شبازي بود با حضور همان عناصر هميشگي. كاركنان رسانه ملي!! كه فكر ميكردند دارند شاخ ديو ميشكنند مدام از زحمات خودشان تشكر ميكردند. طبق همان رسم قديمي كه آنها شعورشان از بينندهها بيشتر است و بهتر ميفهمند چه ببينيم و چه چيزي برايمان ضرر دارد، پيدا شدن هر عنصر مونثي بر روي تصوير چنان دستپاچگي ايجاد ميكرد كه مجري با چند مهمان بدتر از خودش در حالي كه همگي غرق تصاوير بودند و اصلا حضور ذهن نداشتند سعي ميكردند تا زمان پايان آن تصاوير نصفه نيمه چند جمله بي سرو ته و بي ربط به هم ببافند. خدا را شكر كه به لطف يكي از اقوام بعد از حدود نيم ساعت از اين شكنجه نجات پيدا كرديم و توانستيم تصاوير را مستقيم از آن طرف آب ببينيم. در همين دو روز كلي رشته هيجان انگيز مثل شيرجه و شنا و ژيمناستيك و قايقراني و ده چيز ديگر برگزار شده و ملت كلي مدال گرفتهاند،آنوقت ما فقط بايد به لطف صدا و سيما مسابقههاي ورزشكاران ايراني در رشتههايي كه شركت ميكنند آنهم فقط مسابقه خودشان را ببينيم. همه هم كه خدا رو شكر در همان دقايق اول اوت ميشوند يا بين 65 نفر شصتم ميشويم يا بين شش نفر ششم. مضحكتر تفسير گزارشگران و خبرنگاران است كه اينقدر در همين دو روز واژه "در عين شايستگي از ادامه رقابتها حذف شدند" و يا "اين ميدان اولشان بود براي كسب تجربه" را شنيديم ما كه به كلي حالمان از نحوه حمايت از ورزشكارانمان بد شده است.(البته بماند قبلا هم بهتر نبود). اينقدر بي مغزند كه گويي اين حرفها باور خودشان هم شده و كلي با لبخند تفسير ميكنند. بابا كسي كه در عين شايستگي است مدال ميآورد نه اينكه اوت شود. بعد هم اين ابتكار جديد رو يه جايي ثبت كنيد كه ميريد المپيك تجربه كسب كنيد تا مثلا در مسابقات جهاني پس قلعه مدال بياوريد.
حمايت از ورزشكاران زن هم كه نوبري است. به جاي اينكه كلي تشويق شوند كه با اين امكانات و با اين پوششي كه در مقايسه با رقيبانشان احساس راحتي كمتري ميكنند شركت كردهاند، دعوا سر اين است كه چرا اصلا اجازه داديد شركت كنند و بدتر از بد چرا پرچم به دستشان دادهايد؟!!!!!!!!!! ماجراي مسابقه با ورزشكاران اسراييلي هم كه ديگر اوج زكاوت است. اين بابايي كه قرار بود مثلا شناگر ما باشد دم پريدن توي آب مريض شد و نتوانست!!!! پدرآمرزيده تو كه ميدونستي توي اين رشته اونا هم هستن، اگه براتون مهم نبود ديگه اين اداها چيه، اگر هم نميخواستي باهاش رقابت كني ديگه چرا اينهمه پول اين ملت رو خرج كردي بري اونجا.خوب همين جا مريض ميشدي... خلاصه هر كسي مسابقات را از آن ور آب ميبيند دمش گرم، جاي ما را هم خالي كند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 18:46 توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |
|
|
بيشتر از 160 پروژه ايجاد فضاي سبز براي سبز كردن پكن و آماده كردن آن براي بازيهاي المپيك انجام شده است. يكي از بزرگترين و شايد زيباترين اين پاركها، پارك جنگلي المپيك پكن است. ساختن آن حدود سه سال طول كشيده است، بيشتر از پانصد و سي هزار گياه از 180 نوع مختلف در آن وجود دارد. اين پارك بزرگترين جنگل دست ساز در پكن است. اين فضاي سبز ميتواند 7200 تن دي اكسيد كربن و 32 تن دي اكسيد گوگرد كه هر دو از گازهاي سمي و آلوده كننده هوا هستند را جذب كند و در عوض 4500 تن اكسيژن و هواي تميز به پكن هديه دهد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 مرداد1387ساعت 9:7 توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |
|
|
چندي پيش در يكي از پروازهاي داخلي روزنامهاي به دستمان رسيد كه زير لوگوي آن نوشته شده بود : اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران. ظاهر روزنامه و صفحهبندي آن هيچ نشاني از صفحهبندي خاص و جذاب براي اين گروه سني نداشت اما محتواي آن فاجعهاي بود كه از خير صفحهبندي گذشتيم. براي اينكه برخي از ابعاد اين فاجعه را بدانيد فقط به چند تيتر خبري صفحه اول آن اشاره ميكنيم كه هر چه فكر كرديم جذابيت و اختصاص آن به نوجوان و جوان را نفهميديم:
از اين دست خبرهاي بيربط باز هم در اين روزنامه پيدا ميشود اما از همه مرتبط تر!! به جوانان و نوجوانان گرامي اختصاص يك صفحه كامل به آگهي و آن هم نه تبليغ كالا بلكه همگي آگهيهاي احضار متهم و ابلاغ دادنامه در اين روزنامه است..!! !!!!!!!! با ديدن اين به اصطلاح روزنامه مخصوص جوانان و نوجوانان گرامي وطني به ياد اين همه اخبار و اطلاعات به درد بخور و جذاب براي اين گروه سني افتاديم و آماري كه هر روز اعلام ميشود كه مسوولان خدوم هر روز چقدر به انواع و اقسام شكلهايي كه فكرش را هم نميتوان كرد در پر كردن اوقات فراغت جوانان عزيزتر از جانشان تلاش ميكنند.... وقتي همه كارها فقط شعاري باشد چيزي به غير از اين فاجعهها هم گير ما نميآيد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 20:8 توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
خبر خوان وبلاگ های زیست محیطی به زبان انگلیسی خبرخوان وبلاگهاي زيست محيطي آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|