تبليغاتX
مزرعه

حال و هواي بازي‌هاي اروپايي به مزرعه هم رسيده و مزرعه داران دوست دارند تا آخر بازي‌ها، برخي اخبار حاشيه‌اي را كه فقط در شبكه مزرعه پخش مي‌شود!! به اطلاع ديگران برسانند.

 

ستاره پرتغالي مسابقه‌هاي يورو 2008 ، كريستيانو رونالدو بعد از بازي با چك در محل استقرار تيم هلند ملاقاتي داشت كه او را به شدت تحت تاثير قرار داد، ملاقات او با محمد كبير معلول افغاني بود كه در هنگام بازي فوتبال در كابل در نتيجه انفجار مين يك پايش را از دست داده است.

 

بازيكن 23 ساله فوتبال پرتغال بعد از اين ديدار صحبت‌هاي جالبي كرده است: " در زندگي هميشه درسي براي آموختن هست. امروز محمد بدون اينكه بتواند به رويايش برسد و به يك بازيكن فوتبال تبديل شود در اين دنيا رها شده است. من از او خيلي خوشم آمد. او سرشار از انرژي و انگيزه بود تا به زندگي ادامه دهد. او مي‌داند كه زندگي در اين نقطه تمام نشده است و بايد به راهش ادامه دهد. اما به هر حال واقعيت اين است كه اين پايان خيلي غم انگيزي براي يك روياست".

اين روزها ديدن چهره رونالدو روي صفحه تلويزيون هميشه همراه با شنيدن مبلغ قرار دادها، دستمزد هفتگي و تيم آينده اوست. حداقل تمام چيزي كه مفسران ورزشي ما به آن علاقه دارند و دوست دارند مردم هم علاقه‌مند آن باشد همين است. اما در آن سوي مرزها خبرها و برنامه‌هاي ديگري هم هست كه اتفاقا براي اروپايي‌هاي مادي‌گرا!!! اهميت زيادي دارد و به شهادت سايت‌ها و آمار آن را خيلي جدي هم دنبال مي‌كنند.

كريستيانو رونالدو، مهاجم تيم منچستر يونايتد، سفير كمپين مشترك يوفا 2008 و صليب سرخ جهاني است كه به نفع قربانيان مين در افغانستان برگزار مي‌شود. گل كريستيانو رونالدو مقابل تيم جمهوري چك در بازي روز چهارشنبه 4000 يورو براي اين كمپين به ارمغان آورد.

رونالدو در حال امضاي پيراهنش براي محمد

اين كمپين با همكاري پروژه بشر دوستانه  يوفا 2008 ، كميته بين المللي صليب سرخ و جامعه صليب سرخ كشورهاي شركت كننده در اين بازي‌ها در اتريش و سوييس برگزار مي‌شود. به ازاي تمام گل‌هايي كه در اين بازي‌ها زده مي‌شود به غير از آنهايي كه از طريق ضربه پنالتي زده ‌شود ، 4000 يورو اهدا مي‌شود. كساني كه اين پول‌ها را اهدا مي‌كنند همان طرفداران غربي!! هستند كه ساكن يكي از اين 16 كشور حاضر در اين دوره بازي‌ها هستند. در پايان كميته بين المللي صليب سرخ از اين پول‌ها براي كمك به راه رفتن دوباره قربانيان مين در افغانستان استفاده مي‌كند. اين كميته از اين پول براي برگزاري دوره‌هاي حرفه آموزي و حتي تامين سرمايه اوليه ايجاد شغلي كوچك براي اين قربانيان نيز استفاده خواهد كرد تا آنها دوباره با آبرو به خانواده و جامعه برگردند. نيمي از پولهاي جمع آوري شده در طول بازي‌ها هم براي پروژه‌هاي صليب سرخ در همين 16 كشور استفاده ميشود. امكان حضور، تماشاي بازي‌ها و شركت در برنامه‌ها از تسهيلاتي است كه يوفا 2008 براي قربانيان مين افغاني كه به اين دو كشور آمده‌اند فراهم كرده است.

واقعا چي مي‌كنن اين اروپايي‌هاي  ....!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 12:44  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

چند روز پيش بدون آنكه خبر از درگذشت نادر ابراهيمي داشته باشم خواندن كتاب يك عاشقانه آرام را تمام كردم. با شنيدن خبر فوت اين استاد گرانقدر ياد متني از كتاب افتادم كه مرتبط با مزرعه است :

 

گراني مرض جوامعي است كه همه‌ي مردمش تن به توليد نمي‌دهند.

انگلي زيستن،‌ با گراني زيستن است.

مصيبت مفت خواري.

اگر هر كداممان در هر سال فقط يك درخت ميوه بكاريم ،‌ بعداز ده سال ، هفتصد ميليون درخت ميوه تازه در سراسر وطن كاشته ييم – لااقل. آيا باز هم ميوه گران خواهد بود؟

 

يادش گرامي باد.

                                   

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 12:56  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

همه مي‌دانيم كه گوشي‌هاي موبايل براي محيط زيست مفيد نيستند. و همه هم مي‌دانيم كه بايد سهم خود را در حفاظت از محيط زيست و حفاظت از زمين بپردازيم. اما واقعيت اين است كه بيشتر ما تا حدودي تنبل هستيم، حتي زماني كه پاي مسايلي به ميان ميايد كه به نظرمان خيلي مهم است. شايد خسارتي هم كه بسياري از افراد با استفاده از گوشي‌هاي موبايل به محيط زيست مي‌زنند به همين دليل ساده باشد كه ادامه دادن به همين روش از تغيير روش آسان‌تر است!

اگر شما هم از آن دسته آدم‌هايي هستيد كه مي‌خواهيد فعاليت سبز بيشتري انجام دهيد بدون اينكه دردسر زيادي بكشيد و يا وقت صرف كنيد با گوشي‌هاي خود باعث تخريب كمتري شويد مي‌توانيد نگاهي به اين مطلب بياندازيد. اين كارها نياز به تلاش زيادي ندارد و مي‌توانيد با انجام آنها شب كه به خواب مي‌رويد احساس بهتري داشته باشيد.

يك گوشي سبز بخريد

آسان‌ترين كاري كه مي‌توانيد انجام دهيد اين است كه يكي از اين گوشي‌هاي جديد دوستدار محيط زيست كه به تازگي در دنيا وارد بازار شده است بخريد. هنوز البته تعداد زيادي از آنها به بازار نيامده است ،اما با توجه به اينكه ساخت اين گوشي‌ها هر روز بيشتر جلب توجه مي‌كند و احتمالا به زودي تعداد آنها بيشتر مي‌شود.

با اين حساب شايد هنوز امكان و آمادگي خريد موبايل سبز برايتان فراهم نباشد. اشكالي ندارد. اما مي‌توان جور ديگري براي سبز بودن خرج كرد. مي‌توان شارژرهايي تهيه كرد كه نيروي خود را از انرژي خورشيدي مي‌گيرند. درهرحال هر گوشي داشته باشيد بايد آن را شارژ كنيد پس استفاده از يك شارژر خورشيدي خيلي كار سختي نيست. يعني خريد كالايي كه برايتان فعاليت سبزي را انجام دهند.

هيچ كار نكنيد

تنها چيزي كه از بيرون رفتن و خريد بك كالاي سبز راحت‌تر است،‌ انجام ندادن هيچ كاري است. يعني لازم نيست بيرون برويد و آخرين فن‌آوري‌هاي مربوط به موبايل را بخريد. تكنولوژي گوشي‌هاي همراه آنقدر سريع پيشرفت مي‌كند كه هميشه مي‌توان منتظر گوشي‌هاي جديد‌تر و جذاب‌تر بود. گوشي‌هاي سبز خوب هستند اما آنها هم باعث ايجاد زباله جديد مي‌شوند چون خريد آنها به اين معني است كه قبل از اينكه واقعا چرخه زندگي گوشي‌هاي قبلي‌مان كامل شود آنها را دور بياندازيم. لازم نيست هر گوشي جديدي كه برقش چمانتان را مي‌گيرد بخريد. در عوض هيچ كار نكنيد و با گوشي قديمي خودتان كارها را انجام دهيد تا به اين ترتيب به نوعي سبز بوده باشيد.

 

عذاب وجدان گوشي قديمي

يكي از دلايلي كه فكر سبز بودن در مورد گوشي‌هاي موبايل را كار سختي جلوه مي‌دهد اين است كه بازيافت آن كار ساده‌اي نيست.حتي در بسياري از نقاط پيشرفته دنيا فقط يك يا دو مركز براي بازيافت اين كالاها وجود دارد. حتي خيلي از اين مركزها از شما براي بازيافت گوشي‌تان پول مي‌گيرند.

از آنجا كه اين كار سخت است و خيلي‌ها حال و حوصله آن را ندارند بهتر است گوشي‌تان را ببخشيد. مي‌توانيد آن را به خيريه‌اي ببريد و تحويل دهيد تا شخص ديگري كه نياز دارد از آن استفاده كند. اگر باز هم مسير خيريه از خانه‌تان دور است و اينكار به نظرتان خيلي سخت مي‌آيد مي‌توانيد آن را به نشاني خيريه پست كنيد. هرچه‌قدر هم در انجام كارهاي سبز تنبل باشيم رفتن به پست‌‌خانه خارج از توان ما نيست!

مكالمه سبز

مهمترين كاري كه با گوشي‌هايتان انجام مي‌دهيد – حال چه گوشي سبز داشته باشيد يا نه- صحبت كردن با آن است. چرا همين كار را نقطه‌اي براي شروع يك فعاليت سبز نكنيد و در مكالمه‌هايتان به موارد سبز اشاره نكنيد؟

حقيقت اين است كه آگاهي قدرت است و اگر اين آگاهي را پراكنده كنيد مي‌تواند خيلي موثر باشد، هم براي خودتان و هم براي ديگران. با دادن آگاهي‌هايي در مورد مطالب مفيدي كه در مورد نگهداري سياره مي‌دانيد در مكالماتي كه با گوشي‌هاي همراهتان انجام مي‌دهيد باعث مي‌شويد تا اين موضوع در ذهن ديگران تازه بماند. مسايل پيچيده هم لازم نيست مطرح شود. به هر حال يادتان كه نرفته ما ذاتا در سبز بودن كمي تنبليم. پس موضوعات ساده يا اخباري كه به گوشمان خورده كارمان را راحت‌تر مي‌كند. لازم نيست تمام صحبتتان در مورد سبز بودن باشد، اما حتما در ميان صحبت‌هاي گوناگون و پراكنده مهم يا غير مهم جايي براي چند كلمه سبز هم داريد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 9:12  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 
لانه قمري در حياط خانه مادر
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 11:56  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

قهوه بعد از نفت خام عمده‌ترين محصولي است كه در دنيا تجارت مي‌شود و چاي بعد از آب رايج‌ترين نوشيدني جهان است. پس اگر قهوه و چاي در جهان جايگاه بالايي مانند نفت و آب دارند احتمالا مسايل قابل تامل زيادي هم در موردشان وجود دارد. يكي از اين مسائل آن است كه دوست داريم يك فنجان گوارا، سالم، نشاط آور، و دوست دار محيط زيست از اين نوشيدني‌ها كه در عين حال به صورت عادلانه‌اي هم تجارت شده باشد بنوشيم. گشت كوتاهي در دنياي تهيه چاي و قهوه سبز مي‌زنيم.

 

 

با خريد كالاهايي كه در داخل كشورتان توليد شده چند گام مهم برمي‌داريد، اول اينكه اين كالاها مسافت كمتري براي رسيدن به شما طي كرده‌اند پس سوخت كمتري هم استفاده شده است. يعني توليد كمتر گازهاي گلخانه‌اي. دوم اينكه با اين كار از مزارع توليد داخلي حمايت مي‌كنيد و عاملي براي حفظ اين مزرعه‌ها مي‌شويد. يعني حفظ طبيعت و فضاهاي سبز و جلوگيري از تبديل آنها به ساختمان.

 

فنجان مورد علاقه‌تان را تهيه كنيد. با اين كار هم لذت نوشيدن در ظرف دلخواهتان را مي‌بريد و هم ليوان يك بار مصرف توليد نكرده‌ايد و مهمتر از همه در توليد زباله از اين ظروف يك بار مصرف شريك نشده‌ايد.

 

قهوه‌ها و چاي‌هايي كه بر روي آنها آرم‌هاي مخصوص دوستدار محيط زيست وجود دارد مناسب‌تر هستند چون در مزرعه‌هايي توليد شده‌اند كه از كود شيميايي استفاده نكرده‌اند، كاشت و برداشت آنها به شكلي بوده است كه به اكوسيستم آسيب نرساند و كارگراني كه در اين مزرعه‌ها كار مي‌كنند با مواد شيميايي و خطرناك كه سلامت آنها را به خطر مي‌اندازد در تماس نيستند.

 

چاي كيسه‌اي مي‌تواند كمك باشد اما در بيشتر اوقات لازم نيست. يك قوري خوب سال‌ها مي‌ماند و جلوي استفاده از صدها يا هزارها چاي كيسه‌اي را كه  كاغذ‌هاي آنها توليد زباله مي‌كند . براي تهيه‌كيسه‌هاي اين چاي‌ها معمولا از مواد سفيد كننده استفاده شده است كه براي سلامت مضر هستند.

 

بيشتر مردم شير يا شكر در نوشيدني‌هاي خود اضافه مي‌كنند. از شيرها يا شكرهايي كه در بسته‌هاي كاغذي كوچك و تك نفره هستند و به شيوه طبيعي توليد نشده‌اند استفاده نكنيد. استفاده از بسته‌هاي كوچك فقط همراهي با زباله‌سازان است    

 

تفاله‌چاي را به كود طبيعي تبديل كنيد. لازم نيست تا حتما باغچه‌اي براي بازيافت طبيعي تفاله چاي داشته باشيد و آن را در گوشه‌اي از خاك باغچه دفن كنيد تا تبديل به كود شود. حتي ريختن تفاله‌هاي چاي در پاي گلدان‌ها هم مي‌تواند مفيد باشد. نيتروژن موجود در برگ‌هاي چاي آن را به كود مناسبي تبديل مي‌كند. استفاده از اين كود باعث مي‌شود زباله‌هاي تر و طبيعي وارد سطل‌هاي آشغال نشوند، خاك را تقويت مي‌كند و كيسه‌هاي زباله را خيس نمي‌كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 16:11  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

توضيح چند خطي: بالاخره دوران ننوشتن تمام شد و ما دوباره آمديم. داستان اين غيبت هم براي خودش ماجرايي شده بود. راستش همه چيز از يك وقفه چند روزه در نوشتن پست آخر سفرنامه‌مان شروع شد. يعني زماني كه به خودمان آمديم و ديديم اين شهر و روزمرگي‌اش چقدر حال و هواي سفرنامه نوشتنمان را از ما گرفته است. خلاصه چند روز ديگر هم طي شد و ما باز هم ننوشتيم! پست‌هاي ديگري در ذهنمان بود، مي‌خواستيم آنها را شروع كنيم اما دوست نداشتيم كه كاري را نصفه-نيمه رها كنيم. خلاصه اينكه همه اين ماجراها تا امروز ادامه داشت تا اينكه خواستيم شروع دوباره‌اي داشته باشيم. براي همين هم فكر كرديم دير تمام كردن بهتر از هرگز تمام نكردن است! منتها كمي با حال و هواي متفاوت بخش آخر را مي‌نويسيم تا از فردا به سراغ مطالب ديگر برويم و ديگر وبلاگمان دچار سكته نشود.

 

درود بر هرمزگان

سفر ما با بازديد از جزيره هنگام كه در فاصله اندكي از قشم قرار دارد پايان يافت. از تورهاي نوروزي استفاده كرديم تا ما را به ديدن اين جزيره ببرد. بايد اول به روستاي شيب دراز برويد ( همان‌جايي كه لاك پشت‌هايش معروف است). بعد با قايق به هنگام مي‌رويد. قايقرانمان ما را كمي دور جزيره هنگام چرخاند. برايمان از جمعيت كم، روستاهاي خالي از سكنه، ساحل‌هاي ويژه جزيره گفت. ما را به سمت بخشي از ساحل آن كه فقط همان نقطه شن مشكي براق دارد برد تا با دست آن را لمس كنيم و لذت ببريم. بعد هياهوي ديگر قايق ها در دوردست ما را كنجكاو كرد او با لبخندي گفت ما هم الآن به آنجا مي‌رويم.

دلفين‌ها منتظرمان بودند. يك دسته حدود هفتاد تايي! آنقدر ما را دنبال خودشان اين طرف و آن طرف بردند و بازي كردند كه اصلا متوجه گذشت زمان نمي‌شديم. توصيه ما اين است كه اگر در نوروز به قشم مي‌رويد تور دلفين‌ها را از دست ندهيد. ديدن اين همه زيبايي، معصوميت، هوش و قدرت لذتي وصف ناپذير و فراموش نشدني دارد.

بومي‌ها مي‌گويند اين دلفين‌ها فقط در نوروز به اين منطقه ميايند و به اين شكل امكان ديدن و تماشايشان هست. تازه وقتي در چند سانتي‌متري قايق بازي مي‌كنند و تو را سر كار مي‌گذارند عمق درد از دست دادن گله‌ايشان در سواحل را احساس مي‌كني....

بعد از دلفين‌ها قايق دوباره به سمت جزيره هنگام برگشت. دور جزيره مي‌چرخيد و ما حيرت مي‌كرديم از اينكه جزيره به اين كوچكي هر تكه از ساحلش يك شكل است. بخشي به نام آكواريوم طبيعي دارد. ما را آرام به آن قسمت برد و موتور قايق را خاموش كرد. گفت زير قايق را نگاه كنيد و منتظر لاك پشتها باشيد. اول كه به پايين نگاه كرديم سنگ‌هاي كف دريا را مي‌ديديم با تعدادي ماهي كوچك رنگي ولي بعد دو لاك پشت عظيم الجثه دريايي به آرامي پيدا شدند و ما را چند دقيقه مهمان تماشاي شناي شكوهمندشان در زير آب كردند. آنقدر آرام و با وقار بودند كه حس احترام ناخودآگاه در ما ايجاد مي‌شد.

خلاصه بخش پاياني اقامتي كوتاه در يكي از ساحل‌هاي جزيره هنگام براي جمع آوري صدف‌ بود و در ضمن كمي رفع خستگي. به ساحل كه نزديك شديم لكه‌هايي مثل جوهر تقريبا دورتا دور قايق  ديده مي‌شدند. قايقرانمان گفت اين‌ها عروس دريايي هستند. مواظب باشيد به آنها دست نزنيد چون سمي هستند و تاول‌هاي بدي روي پوستتان ايجاد مي‌كنند. تصور يك چنين استقبال دردناكي از طرف موجودي به ظاهر شل و ول و بي دست و پا بسيار جالب بود.

تعدادي صدف جمع كرديم تا با نگاه به‌ آنها ياد اين روز را هميشه به خاطر داشته باشيم. راه برگشت با قايق به قشم طي شد. قبل از رسيدن به شهر در محل دره ستاره‌ها هم توقفي كرديم تا اين دره افسانه‌اي را در بازديدهايمان جا نياندازيم.

آخرين روز سفرمان در هرمزگان مانند اولين روز پر بود از رضايت و شادي. جدا شدن از اينهمه زيبايي و مردم دوست‌داشتني اصلا ساده نيست. ولي مثل همه سغرها بايد برمي‌گشتيم به اميد اينكه روزي دوباره به آن ديار باز‌گرديم. يكي از همين روزهاي خدا....

 اسكله قايقها در روستاي شيب دراز

بقاياي كشتي انگليسي در جزيره هنگام

بازديد از دسته دلفين‌ها در كنار جزيره هنگام

پ.ن: نكته‌هاي زيادي باقي مانده كه شايد در فرصت‌هايي ديگر به آنها بپردازيم.

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 23:28  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |