تبليغاتX
مزرعه

حدود پانزده ماه است كه در پي بي‌نظمي‌هايي كه در مجتمع مسكوني‌مان حاكم شده بود، به اصرار سايرين و به علاقه‌خودمان مسووليت مديريت مجتمع‌ را به عهده گرفتيم. تقريبا سعي كرديم شرح ماوقوع اتفاقات را براي شما در  وبلاگ بنويسم. گروه ما متشكل از پنج نفر بود, پزشك، كارشناس ارشد مهندسي مكانيك، مهندس صنايع و كارشناس ارشد برنامه‌ريزي محيطي.

بهبود وضعيت زندگي‌مان را سر لوحه كارمان قرار داديم و به اصلاح امور پرداختيم. نظمي به مسايل مالي داديم، قراردادها با پيمانكارها را منظم و مشخص كرديم، شرح وظايف قسمت‌هاي مختلف را تعيين كرديم،‌برنامه دوساله نوشتيم، با خلاف‌كارها و بي نظم‌ها مقابله كرديم، به خوش‌ حساب‌ها و منظم‌ها پاداش داديم، فعاليت‌ها فرهنگي و خوش‌گذراني خانوادگي مانند مهماني راه‌انداختيم، امكانات تاسيساتي و تجهيزاتي ساختمان را افزايش داديم،‌ فعاليت‌هاي محيط زيستي تفكيك زباله و ذخيره كردن انرژي انجام داديم، فضاي سبز را توسعه داديم، قانون آپارتمان‌نشيني را مبناي كارمان قرار داديم و تا آنجا كه امكان داشت همه مسائل را ثبت قانوني كرديم.

ادعا نمي‌كنيم كه تمام اصول دموكراسي را رعايت كرديم ولي سعي كرديم هميشه در دسترس ساكنين ، به آنها پاسخگو و حساب و كتاب مالي شفافي داشته باشيم، هرماه گزارش مالي و كتبي به تك تك واحدها ارايه مي‌دايم و هر هفته جلسه هيات مديره برگزار مي‌كرديم و نه فقط خدمات ساختماني كه خدمات اجتماعي و فرهنگي را نيز برنامه‌ريزي مي‌كرديم.

براي انجام بخشي از خدمات زيربنايي براي هر مالك سهم مالي در اقساط مختلف معين گرديده بود كه قسط اول را همه پرداخت كردند به جزء دو واحد يكي مرد مجرد بازاري و ديگري پيرمرد بازنشسته كه هر دو ملك خود را با قيمت بالايي اجاره داده بودند.

تمام فنون حل اختلاف كه در كتاب ها آمده بود با اين دو تمرين كرديم و نتيجه نداد تا اينكه بعداز چهار ماه كار به شوراي حل اختلاف رسيد.

بنابه اصل پاسخگويي و گزارش دهي قرار داشتيم كه هر سال جلسه مجمع را برگزار كنيم. جلسه قبل از دريافت قسط دوم در سالگرد انتخاب ما و همزمان با اقامه دعوي در شوراي حل اختلاف برگزار گرديد.

دو واحد بدهكار كه پاي خود را گير قانون مي‌ديدند و مجبور به پرداخت ديون خود شده بودند و با ترس از پرداخت قسط دوم، از چند روز قبل از برگزاري جلسه اقدام به تماس با مالك‌ها و سمپاشي نمودند كه "آي كجاييد كه اينها خوردن و بردن و حيف و ميل كردن،‌با پول ما جشن... مي‌گيرن" و در جلسه حسابي به تهمت‌هاي مختلف مالي و اخلاقي پرداختند، حاضرين كه دو سوم آنها مالك غير ساكن هستند يكي دو جلسه دوام آوردند و در جلسه‌هاي بعدي پا پس كشيد‌ند، و اينها كه در اول كار دو نفر بودند توانستند پنج شش واحد ديگر كه آنها نيز طرفدار سود بيشتر و خدمات كمتر به مستاجر بودند را با خود همراه كنند (البته در مقابل خيل مبهوتان چند تك صدا از سوي مهندس راه و ساختمان، كامپيوتر و وكيل در طرفداري از ما بلند شد) اما در يكي از جلسات (جلسه چهارم از جلسات متوالي) كه به علت خستگي سايرين و عدم حضورشان اكثريت را يافته‌بودند، با استفاده از قانون "در صورت به حد نصاب نرسيدن جلسات مجتمع، جلسه سوم با هر تعداد رسميت دارد" خود را به عنوان هيات مديره انتخاب كردند.

مدت تقريبا سه ماهي است كه ايشان نه مسووليت قبول كرده‌اند كه كارها را انجام دهند و نه ديون خود را به بهانه اينكه ما هيات مديره را قبول نداريم پرداخت مي‌كنند. اين چند ماه هم ما كارها را رتق و فتق كرديم و وقتي در جلسه‌اي كه با پا درمياني يكي از برزگترها برگزار شد تا مسئله حل شود و ايشان قبول نكردند، از ايشان پرسيده شد كه اگر هيات مديره‌ايد چرا كاري انجام نمي‌دهيد. گفتند شما چوب لاي چرخ ما مي‌گذاريد و كار را به ما تحويل نمي‌دهيد و در جواب سوال "مگه تا به حال شما مراجعه كرده‌ايد كه كسي تحويل ندهد" طفره مي‌روند.

چند روزي است كه جهت جلوگيري از به بل‌بشو كشيده شدن ساختمان، ما استعفا داده‌ايم و جالب اينكه متوجه شديم ايشان با وعده و وعيد دادن توانسته‌اند واحدهايي كه خواهان بي نظمي هستند را طرفدار خود كنند مثلا واحدي كه خيلي علاقمند بود تمام وسايل خود را در فضاهاي عمومي بگذارد، واحدي كه علاقمند بود كسي مانع رفت و آمدهاي نا مناسب براي فضاي خانوادگي و در ساعت استراحت او نشود، واحدي كه علاقمند بود ماشين خود را در هر جا كه مي خواهد پارك كند،‌ سه چهار واحدي كه بدهكار و جريمه شده بودند و حال آقايان جريمه‌هاي خود و آنها را بخشيده‌اند، خودشان را به عنوان هيات مديره از پرداخت شارژ معاف نموده و به واحدي كه مي خواست هزينه‌هاي ملك شخصي‌اش را به عهده مجتمع بياندازد قول مساعدت دادند.

در فكر اين هستم كه اين نتيجه چيست؟! دموكراسي، بي توجهي و انفعالي مردم، خستگي  ناشي از دنبال يك لقمه نان رفتن مردم، ضعف قوانين، طلب سود بيشتر ... ولي هر چه هست خيلي شبيه اوضاع چند سال اخير سرزمينمانه.

+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386ساعت 21:11  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

مدت‌هاست كه هراز چندي دوستان و آشنايان ما به بهانه‌ي برگزاري كنسرت، خريد و يا گذراندن تعطيلات راهي تركيه مي‌شوند و پس از بازگشت دو چيز در كلام همه آنها وجود دارد: 1- خيلي خوش گذشت 2- افسوس كه ما مثل آنها نيستيم! ما تا به حال به تركيه سفر نكرده‌ايم و راستش تا چند روز پيش هم بنا نداشتيم كه آنرا در فهرست برنامه‌ريزي براي سفرهاي خارجي قرار دهيم. اگر چه ديدن برنامه‌ها و كانال‌هاي ماهواره‌اي ترك نشانمان داده بود كه در طي اين بيست و چند سال آنها در خيلي از زمينه‌ها كارهايي كرده‌اند كه ما بايد مي كرديم!!! آشنايي با چند دوست NGOاي هم سن و سال ترك در كنفرانس‌هاي بين‌المللي  هم تفاوت عملكرد NGOها و برنامه‌ريزي‌هاي آنها را با به اصطلاح NGOهاي ما برايمان روشن كرده بود اما باز هم اتفاقي كه چند شب پيش افتاد و بحث‌هايي كه اين چند روز با هم داشتيم باعث شد تا حسرتي در دل داشته باشيم و افسوسي از آن چه نداريم...

چند وقت پيش بسته‌اي حاوي تعدادي بروشور و كاتالوگ و يك دي وي دي كه همگي توسط وزارت فرهنگ و گردشگري تركيه تهيه شده بود به دستمان رسيد. در اين چند وقت فرصتي براي ديدن اين دي وي دي فراهم نشده بود تا اينكه بالاخره چند شب پيش به سراغش رفتيم. با ديدن جلد دي وي دي و چند دقيقه اول فيلم تبليغاتي افسوسي همراه با همان حرف‌هاي هميشگي به سراغمان آمد كه بيست و چند سال پيش آنها كجا بودند و ما كجا و حالا ...

اما با ديدن بخش‌هاي مختلف اين دي وي دي دو ساعته خيلي نكات ديگر نيز نظرمان را جلب كرد:

اول اينكه نحوه تقسيم بندي بخش‌هاي مختلف آن براي معرفي شهرها و جاذبه‌هاي مختلف هم از نظر ديداري و هم از نظر محتوايي چنان كامل و راضي كننده بود كه بيننده را كاملا ترغيب به بازديد از آن‌ها مي‌كرد.

دوم اينكه توضيحات هر بخش طوري بود كه در عين جديد بودن اين امكان را مي‌داد كه مثلا شما اگر صرفا همان بخش را ديده باشيد بازهم بتوانيد اطلاعات كامل از آن منطقه به دست آوريد.

معرفي امكانات طبيعي و گردشگري بخش هاي مختلف اين كشور ناخودآگاه باعث مي‌شد هر كدام را با مشابه آن در اينجا مقايسه كنيم.جنگل ها را كه مي‌ديديم ياد جنگل عباس‌آباد مي‌افتاديم كه نيم متر فصا بدون آشغال در آن پيدا نمي‌شود، پيست‌هاي اسكي و امكانات و هتل هاي آن ما را به ياد هتل ديزين خودمان انداخت كه معلوم نيست اگر سال‌ها پيش ساخته نمي‌شد امروز هتلي در آنجا بود يا نه، تورهاي دريايي و... همه و همه افسوسي بود كه چاره‌اي برايش نداشتيم.

فكر، انديشه و برنامه‌ريزي در تمام سطوح براي جذب گردشگر آنقدر آشكار بود كه نمي‌توان حتي با تعصب هم سر سوزني از آن را پوشاند. اين كشور قرار است تا سال 2008 يعني تا چند روز ديگر به يكي از ده قطب گردشگري دنيا تبديل شود و فاصله چنداني هم ندارد.

به ياد صحبت نخست وزير مالزي در كنفرانس جهاني اقتصاد افتاديم كه مي‌گفت دوست‌داريم كشورهاي همسايه ما در رفاه و آسايش باشند تا ما هم از ارتباط با آنها بهره‌مند شويم. خوشحاليم تركيه مثل عراق و افغانستان و ... نيست.

 

* اين شعار تبليغاتي گردشگري تركيه است

 پ.ن : يكي از كارهايي كه اين NGO هاي ترك انجام داده بودند محلي سازي دستور كار 21 بود

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 9:34  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |