تبليغاتX
مزرعه

اردوي شهميرزاد يكي از اردوهاي معروفي است كه اغلب دانشجويان دانشگاه سمنان در آن شركت مي‌كنند. شهميرزاد در 45 كيلومتري سمنان قرار دارد و يكي از مناطق ييلاقي است. فارغ از آب و هواي آن يكي از بزرگترين باغ‌هاي گردوي جهان در مساحت 600 هكتار مشهورترين جاذبه ديدني آن در اذهان  است.

اين باغ توسط شركت كشت و صنعت شهميرزاد كه سهامداران آن شهميرزادي‌ها هستند كشت شده است. مي‌گويند سهام اين شركت فقط در بين شهميرزادي‌ها قابل خريد و فروش مي‌باشد و واگذاري آن به غير ممنوع است. در داخل اين باغ بزرگ دو سد جهت آبياري قرار دارد كه شركت ‌هاي معتبر بين‌المللي سيستم‌هاي آنرا طراحي نموده‌اند.

وقتي هنوز 12 ميليون هكتار از سي ميليون هكتار زمين قابل كشت در سرزمين بدون  استفاده مانده است، چنين خبرهايي باعث اميدواري است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آبان1386ساعت 20:19  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

خانه ما در منطقه پنج شهرداري است و تقريبا يكي از مرزها يا خطوط پاياني منطقه است و از لحاظ جغرافيايي به دره فرحزاد و كوه‌هاي شمال غرب تهران بسيار نزديك. در نتيجه با چند دقيقه پياده روي مي‌شود به محيطي رسيد كه هنوز خيلي حال و هواي ساخت و ساز شهري پيدا نكرده. از وقتي كه به اينجا آمديم هراز گاهري چشم‌مان به جمال چند عدد سگ نه چندان ناز نازي روشن مي‌شد. به تدريج تعدادشان زياد شد و چند ماهي بود كه يك شغال نيمه مهربان هم به جمع موجودات زنده و حياط وحش منطقه اضافه شده بود.

با باز شدن مدارس و زياد شدن تعداد اين موجودات كم كم تعداد درگيري‌ها بين سگ و انسان داشت زياد مي‌شد و براي يكي دو تا از بچه‌هاي همسايه‌ هم داشتند به طور جدي مشكل ساز مي‌شدند. خلاصه كم كم هم زيستي با اين سگ‌ها كه بي شباهت به هپلي نبودند دشوار شده بود. تصميم گرفتم كه با 137 شهرداري تماس بگيرم. بعداز تماس و علام مشكل نمي‌دانم چطور شد كه اين بار اين سامانه شهرداري بر خلاف چند دفعه گذشته خيلي سريع وارد عمل شد و با پيگيري خودشان يك هفته‌اي مي‌شود كه اهالي محل ظاهرا از شر اين موجودات راحت شده‌اند. حالا ما مانده‌ايم و دو احساس جداگانه:

ما كه اداي زيست محيطي‌ها را در مي‌آوريم مي‌دانيم كه در واقع اول اين سگ‌ها در اين محل زندگي مي‌كردند و بعد كم كم با ساخت و سازها جابرايشان تنگ شد و حال در چشم ما كه وارد محدوده آنها شده‌ايم موجودات مزاهمي هستند. نمي‌دانيم بايد تقاضاي بردن و نابود كردن‌شان را مي‌كرديم يا نه؟ شهريار معتقد است وجدان زيست محيطي‌مان به شدت درد گرفته كه آنها را از خانه و زندگي‌شان رانده‌ايم. در عين حال به مشكلات و بيماري‌هايي كه مي‌توانشتند ايجاد كنند و خود شاهد چند مورد تعرض اين سگ‌ها به بچه‌ها بوده معترف است. من هم مي‌گويم دست است كه وجدان درد گرفته‌ام ولي خوب من به عنوان شهروند حق دارم در محيط شهري پاك و مناسب زندگي كمك. وقتي خانه‌اي در اي محيل تهيه كرديم و شهرداري هزارجور عوارض و نوسازي طلب كرده پس يعني اين يك محيط شهري با تمام قواعد آن بايد باشد. به نظرم عامل اصلي و گناه اصلي بايد به دوش شهرداري و مسوولان باشد كه ما را وادار به كاري كردند كه خلاف ميل‌مان بود. شهريار مي‌گويد: انسان محور توسعه پايدار يعني اينكه اول انسان و بعد بقيه؟! راستش الان دقيقا جواب علمي اين سوال در ذهن هيچ‌كدام‌مان نيست فقط هر دو مي‌دانيم به نوعي قرباني تصميم‌ها و كم فكري‌هاي مسولان شهري هستيم. قطعا همه نمي‌توانند در چند منطقه خاص و قديمي شهر زندگي كنند چون جا نمي‌شوند!! پس وقتي آدم سرپناهي تهيه مي‌كند توقع دارد همه يا حداقل بخش اصلي و اوليه امكانات و تدابير شهري قبلا توسط كسانيكه اجازه ساخت و ساز در آنجا را داده‌آند پيش بيني شده باشد ولي وقتي در محل قرار مي‌گيري تازه مي‌بيني خودت بايد استين‌ها را بالا بزني و خيلي از استانداردها را حداقل در حد مقدورات اجتماعي ايجاد كني.

خلاصه اينكه از حضور سگ‌هاي محترم و آن شغال ترسو پوزش مي‌خواهيم كه تارو مارشان كرديم ولي چون حال و حوصله‌اي گاز گرفتگي و احتمالا هاري و هزار درد و مرض ديگر را نداشتيم جهت حفظ جان و بهداشت اهالي اينجانب مجبور شدم كه علي‌الرغم ميل باطني زيرآبشان را بزنم! و نيز اعلام مي‌داريم در صورت مشاهده مجدد اين عوامل بيماري‌زا مجبوريم دوباره قيد وجدان را بزنيم يك آب هم روي‌اش بخوريم!

 

 

پ. ن: گمان مي‌كنيم كه سگ‌ها را براي سيرك خانم جوادي به اين زودي بردند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 20:24  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

كرم‌هاي قرمز رنگي در موسسه تحقيقات خاك و آب پروش داده مي‌شوند كه با خوردن فضولات دامي و زباله‌ها قادر به توليد نوعي كود مغذي بدون بو و مناسب براي توليد گل و گياه مي‌باشند. براي اين كار نياز است تا چاله‌اي به عمق سي سانتي متر و طول و عرض دلخواه حفر يا احداث شود و زباله‌ها و فضولات در آن ريخته شود. آنگاه با قرار دادن كرم‌ها در اول اين چاله، آنها ضمن پيشروي به جلو با خوردن زباله‌ها و فضولات دامي از خود مدفوعي توليد و برجا مي‌گذارند كه مي‌تواند به عنوان كود استفاده شود. لازم است تا محيط كار كرم‌ها هميشه مرطوب نگاه داشته شود و جهت جلوگيري از خورده شدن كرم‌ها توسط مرغ و خروس بر روي چاله توري نصب گردد. مركز توليد كود به اين روش مغان مي‌باشد.

 

جهت اطلاعات بيشتر به سايت تخصصي بازيافت مراجعه نماييد

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 9:59  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

گپ و گفت۱ با دانشجويان رشته كشاورزي دانشگاه اروميه در خصوص راه‌هاي بيولوژيك، مرا به ياد سفري كه در مهر پارسال  (1385) به روستاي نوجوب در حوزه مرك از استان كرمانشاه‌ داشتيم، انداخت. مهندس ميلاني از كارشناسان موسسه تحقيقات خاك و آب جهاد كشاورزي براي كشاورزان روش‌هاي تهيه كود كمپوست را تشريح مي‌داد. اين روش‌ها از دو جنبه براي من حايز اهميت هستند, يكي تهيه كود مغذي با هزينه كم براي محصولات كشاورزي و دوم اينكه باعث پاكيزي محيط مناطق روستايي از فضولات دامي مي‌شوند. حالا كه مزرعه‌اي است و امكان نشر، بد نديديم اين روش‌ها را در اختيار ساير علاقمندان هم قرار دهيم.

فرآوري كود دامي - كمپوست

در اين روش مي‌توان فضولات دامي را به كود تبديل نمود. كافي است تا در روستاهايي كه فضولات دامي زياد است، كشاورز اقدام به حفر گودالي (يا احداث بر روي زمين) به عمق 1.20 متر و طول و عرض 2 متر نمايد و فضولات دامي را در داخل آن بريزد. مي‌بايستي بر روي هر لايه از فضولات دامي كود اوره و كمي آب ريخت. بعد از آنكه گودال از لايه‌هاي فضولات دامي و كود اوره پر شد درب آن را با كاه و كلش و يا نايلون به خوبي پوشانده و هر پانزده روز آن را بازررسي و آب پاشي نموده تا كود كاملاً داغ (دماي حدود 60 تا 70 درجه) بشود. آزمايش‌ها نشان داده است كه اين كود كاملا مغذي است.

 

۱- اين اصطلاح از تكه كلام‌هاي دوست گرامي آقاي جعفري است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 11:24  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آبان1386ساعت 9:37  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

احسان يكي از دانشجويان دانشگاه بوعلي هفته پيش در لابه‌لاي اشعاري كه برايمان قرائت كرد، نامه شهريار به انيشتن را نيز خواند، كه بي مسما با احوال امروز ما نيست. در وب گشتي زديم و آن نامه را يافتيم.

انيشتن يك سلام ناشناس البته می بخشي

دوان در سايه روشنهای يك مهتاب خليايی

نسيم شرق می آيد شكنج طره ها افشان

فشرده زير بازو شاخه های نرگس و مريم

از آنهايی كه در سعديه شيراز می رويد

ز چين و موج درياها و پيچ و تاب جنگل ها

دوان می آيد صبح سحر خواهد بسر كوبد

در خلوت سرای سلطان قصر رياضی را

درون كاخ استغناء فراز تخت انديشه

سر از زانوی استقراء خود بردار

به اين ميهمان كه بی هنگام و ناخوانده است در بگشای

اجازت ده كه با دست لطيف خويش بنوازد

به نرمی چين پيشانی افكار بلندت را

به آن ابريشم انديشه هايت شانه خواهد زد

نبوغ مشرق نيز با آيين درويشی

به كف جام شرابی از صبوی حافظ و خيام

به دنبال نسيم از در ميزند زانو

كه بوسد دست پير حكمت دانای مغرب را

انيشتن آفرين بر تو

خلاء با سرعت نوری كه داری در نور ديدی

زمان در جاودان پی شد، زمان در لامكان طی شد

حيات جاودان كز درك بيرون بود پيدا شد

بهشت روح علوی كه دين می گفت جز اين نيست

تو باهم آشتی دادی جهان دين و دانش را

انيشتن ناز شست تو

نشان دادی كه جرم و جسم چيزی جز انرژی نيست

اتم تا می شكافد جزء جمع عالم بالاست

به چشم مو شكاف اهل عرفان و تصوف نيز

جهان ما حباب روی چين آب را ماند

من ناخوانده دفتر هم كه طفل مكتب عشقم

جهان جسم موجی از جهان روح می بينم

اصالت نيست در ماده

انيشتن صد هزار احسنت وليكن صد هزار افسوس

حريف از كشف و الهام تو دارد بمب می سازد

انيشتن اژدهای جنگ

جهنم كام وحشتناك خود را باز خواهد كرد

چه می گويند

مگر مهر و وفا محكوم اضمحلال خواهد بود

مگر آه سحرخيزان سوی گردون نخواهد شد

مگر يك مادر از دل وای فرزندم نخواهد گفت

انيشتن بغز دارم در گلو دستم به دامانت

نبوغ خود به كام التيام زخم انسان كن

سر اين نا جوانمردان سنگين دل به راه آور

نژاد و كيش و مليت يكی كن ای بزرگ استاد

زمين يك پايتخت امپراتوری وجدان كن

تفوق در جهان قائل مشو جز علم و تقوی را

انيشتن نامی از ايران ويران هم شنيدستی

به اين وحشی تمدن گوشزد كن حرمت مارا

حكيما محترم می دار مهد ابن سينا را

انيشتن پا فراتر نه جهان عقل هم طی كن

كنار هم ببين موسی و عيسي و محمد را

كليد عشق را بردار و حل اين معما كن

وگر شد از زبان علم اين قفل كهن وا كن

انيشتن باز هم بالا

خدا را نيز پيدا كن

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آبان1386ساعت 12:18  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

هفته پيش كه مشغول خريد در يكي از مراكز خريد منطقه‌مان بوديم به سراغ مغازه فروش كالاهاي فرهنگي! رفتيم تا چند دي وي دي بخريم. بعداز انتخاب دو فيلم سراغ بخش كارتون‌ها رفتيم و ما كه از كودكان دهه 50 هستيم به دنبال كارتون‌هاي مورد علاقه خودمان بوديم. از فروشنده پرسيديم "كارتون گربه‌هاي اشرافي داري؟" كمي در بين سي دي ها گشت و گفت " نه متاسفانه . چون جزو سي دي هايي است كه اداره اماكن هفته گذشته ريخت و جمع كرد!! به همين دليل هم ما خيلي كم  و به ندرت مي‌آوريم."

ما دوتا با چشمان گرد پرسيديم " اماكن كارتون‌هم جمع مي‌كنه؟!" فروشنده كه تقريبا هم سن و سال خودمان بود با لبخند گفت : آره. اين دفعه كه دارند طرح امنيت اجتماعي را اجرا مي‌كنند و به سراغ سي‌دي فروش‌ها مي‌روند كارتون‌ها را هم جمع مي‌كنند. گربه‌هاي اشرافي هم جزو سي‌دي‌هاي مبتذله كه جمع مي‌كنند. بعد با خنده گفت‌"احتمالا منظورشان از جمع آوري سي دي هاي سياه همين گربه‌هاي اشرافيه."

هرسه كمي خنديديم ولي ما دوتا با خودمان فكر كرديم نكند توهم زده شده‌ايم و خودمان خبر نداريم.

خلاصه تا چند روز حرفمان خاطرات صحنه هاي مختلف كارتون‌ گربه‌هاي اشرافي بود. هنوز هم نفهميديم كه حركات موزون چند گربه آن‌هم از نوع نقاشي چقدر مي‌تونسته ذهن كودكان معصوم را از معنويات دور كنه و اون‌ها را به راه باطل ببره و ما خبر نداشتيم! واقعا اين استكبار چه مي‌كنه! حالا مونديم ما كه با گربه‌هاي اشرافي بزرگ شده‌ايم الان مبتذليم، اشراف‌زده‌ايم، يا مستكبر؟!

چقدر ساده خاطرات دوران كودكي و شيريني‌هاي آن به زنجير كشيده مي‌شوند...

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 9:34  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

حالا كه پاييز آمده و نشانه‌هاي آن هر روز بيشتر در گوشه و كنار ديده مي‌شود- مي‌دانيم كه زمستان پشت در است و به زودي از راه مي‌رسد. حتما به دنبال شال‌گردن‌ها و كلاه‌ها و لباس‌هاي گرمتان هستيد تا با سرماخوردگي‌ها و آنفولانزاهايي كه در اين فصول رايج هستند مبارزه كنيد. اما به اين فكر كرده‌ايد كه از چه راه‌هايي مي‌توان به‌ شيوه‌اي سازگارتر با محيط زيست براي زمستان آماده شد؟ در زير چند شيوه براي گذراندن پاييز و زمستاني سبز را با هم مرور مي‌كنيم.

1-      اطمينان بيابيد كه درزگير پنجره‌ها و عايق بندي پشت بام سالم است . اگر شكاف يا پوسيدگي در هر كدام از آنها وجود دارد بدانيد كه در صورتي كه آنها را تعمير نكنيد اجازه خواهيد داد تا گرماي خانه از اين منفذ‌ها به بيرون فرار كند و با اين كار مقدار زيادي انرژي را هدر مي‌دهيد.

2-      محلي براي تهيه كود كمپوست از زباله‌هاي تر در حياط خانه‌تان در نظر بگيريد. پاييز بهترين زمان براي انجام اين كار است. تمام برگ‌هاي زردي هم كه از درختان روي زمين افتاده‌اند مي‌توانند به زباله‌هاي تر شما در اين گودال تهيه كمپوست اضافه شوند و به اين ترتيب در بهار كود مناسبي براي باغچه‌ها خواهيد داشت.

3-      اگر خودروي خانوادگي شما داراي باربند است در طول فصل سرد آن را از روي خودرو باز كنيد و تا وقتي هوا گرم نشده آن را دوباره نصب نكنيد. فشار و سنگيني باربند در طول سرما باعث كاهش كاركرد مناسب موتور ماشين و درنتيجه هدر رفتن سوخت مي‌شود.

4-      براي داخل منزلتان يك ترموستات ( دستگاه تنظيم حرارت)  قابل برنامه‌ريزي تهيه كنيد. با اين كار هنگامي كه دماي داخل خانه به حدي رسيد كه شما براي ترموستات تعريف كرده‌ايد، دستگاه‌هاي گرم كننده خود به خود قطع مي‌شوند تا گرماي بيش از حد توليد نشود و انرژي هدر نرود. با اين كار هزينه سوخت در زمستان تا ده درصد كاهش پيدا مي‌كند.

5-      بسياري از مراكز و بازارهاي روز اجناس گرم و مناسب با قيمت‌هايي پايين تر از فروشگاه‌ها عرضه مي‌كنند. مي‌توانيد با خريد از اين مراكز به جاي اينكه مجبور باشيد مسافت‌هاي طولاني با ماشين بين مغازه‌ها و فروشگاه‌هاي مختلف حركت كنيد و ترافيك و آلودگي هواي زيادي ايجاد شود‌،‌ همه وسايل مورد نيازتان را از يك بازارچه تهيه كنيد. معمولا براي بسياري از اين بازارچه‌ها هم وسايل حمل و نقل عمومي وجود دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 17:7  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

 در حالي كه هر روز شهرها در حال پيش روي هستند و جنگل‌ها جاي خود را به ساختمان‌ها مي‌دهند، در بسياري از كشورهاي جهان، معماران و طراحان ساختمان‌ها سعي مي‌كنند تا ساختمان‌هايي سازگار با محيط زيست طراحي كنند. اين ساختمان‌هاي سبز به دنبال اين هستند تا هم استقامت خوبي داشته باشند و هم در مصرف آب، زمين و انرژي صرفه‌جويي كنند.

هر روز اين معماري سبز بيشتر از روز قبل طرفدار پيدا مي‌كند. معماري سبز مي‌تواند در مصرف انرژي صرفه‌جويي كند و از طرف ديگر هزينه‌ها را پايين بياورد. يكي ديگر از خوبي‌هاي اين‌ ساختمان‌ها اين است كه مي‌توانند بر سلامت و خلق و خوي ساكنان آن تاثير بگذارند.

 

اولين آسمان‌خراش سبز

درست در كنار ميدان مشهور تايمز در نيويورك برج بلندي قرار دارد كه بسياري از مجلات معروف دنيا در آن چاپ مي‌شوند. اين ساختمان يكي از اولين آسمان‌خراش‌هاي سبز جهان به شمار مي‌رود. شبكه بزرگي از بازيافت در اين ساختمان چهل و هشت طبقه وجود دارد. دو پيل سوختي با استفاده از گاز طبيعي و نه سوخت‌هاي فسيلي تمام الكتريسيته مورد نياز اين برج را در طول شب  و نيز پنج درصد از روشنايي روز اين ساختمان را فراهم مي‌كند. سپس گازهاي خروجي براي گرم كردن ساختمان و ايجاد آب گرم آن استفاده مي‌شوند. شيشه‌هاي اين ساختمان كه به طرز خاصي برش داده شده‌اند باعث ورود مناسب نور خورشيد در طول روز مي‌شوند و اشعه مضر ماورا بنفش را نيز از خود عبور نمي‌دهند. به اين ترتيب در طول روز در بيشتر مواقع نيازي به روشن كردن چراغ نيست.

 

برج باريك بوينس  آيرس

ساختمان دوازده طبقه‌اي شيشه‌اي شهر بوينس آيرس كشور آرژانتين يكي از پيشرفته ترين ساختمان‌هاي ادراي اين شهر است. اساس اين ساختمان بر روي پي بازسازي شده يك مركز صنعتي قديمي بنا شده است به طوري كه پاركينگ آن روي پي يك انبار متعلق به قرن نوزدهم بنا شده است. شكل ظاهري دراز و باريك آن كه با انحناي ملايمي از شرق به غرب قرار گرفته است طوري طراحي شده كه در روزهاي گرم تابستان حداقل ميزان گرماي خورشيد درون اين ساختمان جمع شود. در ضمن پنجره‌ها و سايه‌بان‌هاي مكانيكي آن باعث مي‌شود تا هم جلوي تابش داغ خورشيد گرفته شود و هم نسيم خنك رودخانه‌اي را كه در آن حوالي قرار دارد به درون ساختمان هدايت كند. نماي شيشه‌اي مناسب اين ساختمان در عين حالي كه سيستم تبادل هواي مناسبي را ايجاد كرده است باعث مي‌شود تا كارمندان شاغل در اين ساختمان چشم‌انداز خوبي نيز داشته باشند.

 

ساختمان منارا در كوالالامپور

برج منارا در كوالالامپور آسمان خراشي با استفاده از امكانات صرفه‌جويي در مصرف انرژي مي‌باشد كه سعي دارد تا بهترين استفاده را از آب و هوايي استوايي بكند. پنجره‌ها و ديواره هاي شيشه‌اي استفاده از نور خورشيد را به حداكثر مي‌رسانند. ديواره‌هاي شيشه‌اي مخصوص باعث مي‌شود تا اين ساختمان سي طبقه گرماي اضافي خورشيد را در خودش جذب كند و پره‌هاي كه بر روي ساختمان طراحي شده به درون ساختمان سايه اندازد. فضاهاي سبز درون طبقات ، بالكن‌ها و راهروهايي كه با گياهان آراسته شده‌اند باعث افزايش ميزان اكسيژن مي‌شوند و يك تهويه طبيعي ايجاد مي‌كنند كه هواي تازه را به بخش‌هاي دروني ساختمان هدايت مي‌كند.

 

پارلمان آلمان

پارلمان آلمان كه در شهر برلين قرار دارد به نمونه‌اي از توسعه پايدار در اين كشور تبديل شده است. اين ساختمان تاريخي كه بيشتر از يك قرن از عمر آن مي‌گذرد در دهه نود باز‌سازي شد. اين ساختمان توسط روغن گياهان گرم شده و انرژي الكتريكي آن تامين مي‌شود! اين كار موجب مي‌شود تا ميزان توليد گاز دي‌اكسيد كربن تا 94 درصد كاهش پيدا كند و آنقدر كم و با ملاحظه از انواع ديگر انرژي استفاده مي‌كند كه براي ساختمان جديد دولت كه در همان نزديكي وجود دارد مانند يك نيروگاه عمل مي‌كند. گنبد شيشه‌اي آن- كه به يكي از سمبل‌هاي شهر تبديل شده است-  نور خورشيد را به درون تالار اصلي مي‌تاباند. در طول روز يك سايه‌بان متحرك جلوي نور شديد خورشيد را مي‌گيرد، اما در طول شب اجازه مي‌دهد تا نور را مانند يك چراغ راهنما به بيرون منعكس كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آبان1386ساعت 16:4  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

قرار ما دركنار يكي از مزارع ذرت و با يكي از دوستان بود كه چند سال پيش در رشته كشاورزي فارغ التحصيل شده و خوشبختانه از جمله افرادي است كه با دانش علمي و عملي در اداره كشاورزي منطقه مشغول به فعاليت است.

اين مهندس ساده و صميمي كشاورزي بعد از چند سال كار اداري و با توجه به آشنايي به امكانات محلي امسال مزرعه‌اي را از يكي از اهالي اجاره كرده بود. كشت اول مانند تفريبا تمامي مزارع اطراف گندم بوده و بعد در تابستان كشت دوم را به ذرت اختصاص داده بود.

وقتي به سر قرار رسيديم تمام تصور ما چهار نفر از مزرعه‌اي كه مي‌ديديم بلال آشناي خودمان بود. دستگاهي به نام چاپر گياهان را از پايين قطه مي‌كرد، آنها را قطعه قطعه مي‌كرد و داخل يك كاميون مي‌ريخت. چيزي شبيه كمباين ولي كوچكتر.

كاشف به عمل آمد كه كشت دوم ذرت در منطقه به دليل تامين علوفه دام گاوداري‌هاي صنعتي اطراف است و بلالي كه ما مي‌خوريم در واقع يكي از اهداف فرعي كشت ذرت است و بيشتر جنبه دامي دارد. البته ما هم قبل از اينكه چاپر بتواند همه مزرعه را درو كند چند ذرتي با دستان مبارك چيديم و ذخيره خودمان را برداشتيم.

سرعت اين دستگاه خيلي جالب بود به نحوي كه در مدت كوتاهي كه ما داشتيم صحبت مي‌كرديم كليه ذرت هايي كه مصرف دامي داشت درو شد.

بعد به قسمت آخر مزرعه رفتيم. جايي كه هنوز مزرعه پر از ذرت بود البته از نوعي ديگر. اين ذرت‌ها كه به ذرت آمريكايي يا ذرت شيرين معروفند كلا مصرف انساني دارند. آنها را كبابي نمي‌كنند بلكه براي بخار پز كردن و داخل غذاها و كنسرو استفاده مي‌كنند. يعني همين ذرت مكزيكي‌هاي معروف هم از همين ذرت شيرين‌ها هستند ( تازه آن وقت فهميديم كه ما چرا هر وقت از همين بلال‌هاي خودمان مي‌خريم مثل ذرت‌هاي بيرون نرم نمي‌پزند!!!)‌.

ما چهار نفر كه از اين كشف جديد شگفت‌زده بوديم با پيشنهاد هيجان انگيزي روبرو شديم. مهندس به ما گفت مي‌توانيد هر كذام را كه مي‌خواهيد بچينيد و همين‌جا خام بخوريد!!! قضيه اين است كه اين ذرت ها آنقدر نرم و آبدار هستند كه خام هم خرده مي‌شوند. واقعا هم خوشمزه هستند و كاملا طعم شير خوشمزه در دهان احساس مي‌شود. قيافه ظاهري هم كمي فرق دارد. يعني اينها همه كاكل‌هايشان سفيد است( ذرت‌هاي عادي كاكل قهوه‌اي دارند)، كمي بوته‌‌شان كوتاه‌تر است، و غلاف‌هاي روي ذرت‌ها هم زائده‌هايي شبيه برگ‌هاي كوچولو دارند.

قيمت اين ذرت‌ها از ذرت‌هاي عادي بيشتر است و كارگر آنها را مي‌چيند. ما هم براي اينكه بفهميم كارگران چگونه اين‌كار را انجام مي‌دهند هر كدام چند عددي چيديم ( البته فقط براي هم‌ذات پنداري با كارگران وگرنه خيال ديگري نداشتيم).

خلاصه بعد از اينكه بخش قابل توجهي از صندوق ماشين را به ذرت اختصاص داديم و خيالمان راحت شد در مزرعه‌اي كه حدود يك ساعت قبل پر از ذرت بود و حالا چاپر از آن فقط زمينش را باقي گذاشته بود نشستيم و به اتفاق خانواده آقاي مهندس ناهار خورديم. كمي دورتر از ما  مزرعه ذرت‌هاي شيرين همچنان سبز ايستاده بود.

بعد از نهار به اتفاق مهندس به گلخانه‌اي در آن نزديكي رفتيم كه به كشت يك نوع كلم چيني مشغول بودند. شكل ظاهري مزرعه آنقدر زيبا و آراسته بود كه مثل مزرعه‌هاي فيلم‌هاي اروپايي بود. با توضيحات مهندش متوجه شديم اينها پس از برداشت به امارات صادر مي‌شوند و خواهان بسياري دارند. البته صادقانه مي‌گوييم كه هيچ محصولي از اين مزرعه برداشت نكرديم و فقط از ديدن آن لذت برديم.

هوا داشت غروب مي‌شد و ما با كلي انرژي از فضاي خوب،‌اطلاعات ارزشمند و ميزباني مهربان قصد بازگشت داشتيم. اما ميزبان مهربان ما در راه بازگشت هم ما را با يكي ديگر از امكانات منطقه آشنا كرد. و ما را به نزديك بزرگترين گاوداري خاور ميانه برد تا از ديدن و شنيدن اطلاعات مربوط به آن شگفتي آنروزمان تكميل شود. اين گاوداري ده هزار راس گاو شيرده از نژاد برتر خارجي دارد. تمام اتوماتيك است، در تمام مدت 24 ساعت سالن شيردوشي آن در حال دوشيدن شير گاوها است، روي گوش هر گاو سنسوري قرار دارد تا در تمام مراحل به صورت اتوماتيك وضعيت و ميزان شير آن كنترل شود. البته بديهي است كه به دليل مسايل بهداشتي امكان بازديد عموم وجود ندارد اما ميزبان ما در روز افتتاحيه و از طرف اداره به همراه مقامات امكان بازديد از آن را داشته است و مي‌گفت براي وردو همه وارد حوضچه‌هاي ضدعفوني شدند، بعد لباس ويژه به تن كردند وبعد وارد شدند. در كنار محوطه اين گاوداري آپارتمان‌ها و خوابگاه‌هايي براي كليه پرسنل و خانواده‌هايشان احداث شده كه همه در آنجا زندگي مي‌كنند. براي بهبود شرايط شيردهي گاوها در داخل سالن‌ها موسيقي پخش مي‌شود. و اما نكته جالب توجه: به علت اينكه روحيه گاوها بسيار مهم است و بايد با ملايمت با آنها رفتار شود، فقط خانمها اجازه دارند در ارتباط با گاوها باشند زيرا با ملاحظه بيشتر و بدون خشونت با آنها برخورد مي‌كنند. ما هم اول كلي خنديدم ولي واقعيت دارد. به قول دوستي گاوداري با رعايت شئونات اسلامي!!!!!!!

قرار است در آينده از اين گاوداري خظ لوله مستقيمي مقداري از شير توليدي را به كارخانه لبنياتي در آن نزديكي بفرستد.

سفر ما با بازگشت به مترو كرج و از آنجا باز هم با مترو به تهران خاتمه يافت. هرچند مترو بازگشت هم با همان انفجارها در زير واگنها و برق رفتن‌هاي مكرر بالاخره ما را رساند و در هنگام بازگشت از ايستگاه به سمت منزل هم با يكي از اين ون‌هاي چيني كه هيچ تناسبي با جثه ما ايراني‌ها ندارد بازگشتيم كه منجر به آسيب‌ديدگي از ناحيه كتف در هنگام پياده شدن شد.

اما واقعا سفر بسيار لذت بخشي بود كه از بانيان آن (پونه و محسن)متشكريم.

+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 20:1  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |