تبليغاتX
مزرعه

تنها عاملي كه مي‌توانست ما را در صبح جمعه تازه گذشته از  خونه خارج كنه  تحقق بخشيدن به روياي مزرعه بود. از زمان راه‌اندازي مزرعه دوستان علاقمند با ارايه پيشنهادهاي خود روزنه هايي را آشكار نمودند كه به اميد آنها مي‌توان اميد مزرعه را زنده نگه داشت، از جمله محسن سليماني كه با هماهنگي يكي از دوستان دوران دانشگاهي خود در جهاد كشاورزي نظر آباد مقدمات سفر به آنجا را فراهم نمود.

با سلام و صلوات و كوله پشتي و اميد به عزيمت هميشگي از درب منزل خارج شديم. در پي نيامدن تاكسي خطي محله، دوتايي فغان از سهميه بندي بنزين و نبود معرفت بين سواره‌هاي مدل بالاي پيش چشم‌مونو سرداده بوديم كه كبوتر شانس يه گذر كوتاهي بر شانه‌هاي‌مان كرد و پرايدي ما رو از دو بار سوار و پياده شدن تا ايستگاه مترو خلاص كرد .

قرار ما با محسن و پونه ايستگاه مترو كرج بود. در ابتدا انتخاب مترو براي رسيدن به كرج نه فقط از روي اعتقادات زيست محيطي بلكه صرف جويي در زمان بود هر چند كه محقق نشد. كبوتر شانس در حال بلند شدن از روي شانه‌هاي ما بود كه قطار وارد ايستگاه شد و مسير چهل دقيقه‌اي دو ساعت طول كشيد. مسوولين حمل و نقل سريع ريلي در هر ايستگاه در پي انفجارهايي كه در زير قطار رخ مي‌داد از بلندگو اعلام مي‌كردند كه "به علت نقص فني قطار جلويي قادر به حركت نيستيم"!!! به قول پونه جمعه‌ها آي كيوها سر كار ند.

نظر آباد در 75 كيلومتر غرب تهران در نزيكي هشت‌گرد قرار داره، منطقه‌اي روستايي با خصوصيات دشت قزوين كه كاربري كشاورزي و دامداري داره و هر چند اول فكر مي‌كرديم بازديد از منطقه چند ساعتي بيشتر وقت نخواهد گرفت اما بعداز مشاهدات آن روز و مطالبي كه در اين يكي دو روز شنيده يا خونده‌ايم فكر مي‌كنيم بيش‌از اين‌ها مي‌توان براي سفر به نظر آباد وقت گذاشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 14:18  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

 متاسفانه هر روز تعداد بيشتري از ما به دليل سرگرم شدن با فيلم‌ها، بازي‌هاي كامپيوتري و سرگرمي‌هاي ديگر اوقات بيشتري را در فضاهاي بسته مي‌گذرانيم و از طبيعت جدا شده‌ايم. در عين حال تقريبا همه مي‌دانند كه مكان‌هاي طبيعي باعث بهتر شدن روحيه ما و بهبود حالات روحي و جسمي ما مي‌شود. بايد به دنبال راه‌هايي باشيم كه از اين وسايل و سرگرمي‌هاي دست ساز بشر فاصله بگيريم و دوباره با محيط زيستمان ارتباط برقرار كنيم. بايد زمان بيشتري را در طبيعت بمانيم و كشف كنيم كه اين محيط بيروني چگونه كار مي‌كند.

البته خطرها، دشواري‌ها و شرايط سخت هم بخشي از طبيعت و گاهي بخش اجتناب ناپذير و غير قابل پيش‌بيني طبيعت هستند. اما اين محيط گسترده در اطراف ما تجربه‌هاي بي‌نظير و فراموش نشدني دارد كه به ما اين امكان را مي‌دهد تا به به غير از انسان با موجودات ديگر آشنا شويم و توانايي‌ها و امكانات جديدي را هم در خودمان و هم در محيط كشف كنيم. حتي مي‌توانيم با دانستن قوانين طبيعت و رعايت آنها از خطرات دور شويم. 

دانستن شگفتي‌هاي طبيعت چه در درون و چه در بيرون از ما مي‌تواند يكي از راه‌هاي نزديك شدن و ارتباط مجدد با آن باشد.

طبيعي بهتر است

گاوهايي كه در گاوداري‌هاي صنعتي نگهداري مي‌شوند از علوفه‌ها و غلات خشك تغذيه مي‌كنند و به همين دليل هم شير بيشتري نسبت به گاوهايي كه در روستا و در مزرعه‌ها از علف بيابان تغذيه مي‌كنند توليد مي‌كنند. به نفع ما، مگر نه؟ اما واقعا اين طور نيست. گاوها مقدار زيادي ويتامين‌ و مواد غذايي در شيرشان ايجاد مي‌كنند، در نتيجه هر چه مقدار شير توليدي يك گاو بيشتر باشد، ارزش مواد مغذي آن رقيق تر و كم‌تر مي‌شود. در ضمن علف تازه نسبت به غلات و كاه ويتامين E بيشتري دارد، در نتيجه چرا در مراتع طبيعي ارزش غذايي شير را بالاتر مي‌برد. به همين ترتيب تخم‌مرغ‌هايي كه توسط مرغ‌هايي گذاشته مي‌شوند كه در باغ‌ها و مزرعه‌ها مي‌چرخند و دانه پيدا مي‌كنند نسبت به تخم‌مرغ‌هاي صنتعي و مرغداري دو برابر بيشتر داراي ويتامين E و شش بار بيشتر داراي بتاكاروتن هستند. در نتيجه حفظ چراگا‌ها و مزارع طبيعي براي چراي حيوانات نه تنها براي آنها بهتر و لذت‌بخش‌تر است بلكه غذاي بهتري هم براي ما توليد مي‌كند.

حمام‌هاي اوليه

چشمه‌هاي آب گرم طبيعي براي هزاران سال است كه مردم را سالم نگه‌داشته و بسياري از بيماري‌هاي آنها را علاج كرده است. يكي از اين چشمه‌ها كه در منطقه مرانو در كشور ايتاليا قرار دارد براي پنج هزار سال است كه توسط مردم استفاده مي‌شود. بقراط كه پدر پزشكي غرب ناميده مي‌شود حمام‌هاي طولاني در چشمه‌هاي آب گرم را براي درمان بيماري‌هايي مانند يرقان و روماتيسم توصيه مي‌كرد. ارزش طبي چشمه‌هاي آب گرم بيشتر به دليل ميزان بالاي مواد معدني آنها است. آب گرم داراي مواد حل شده بيشتري نسبت به آب سرد است و چشمه‌هاي آب گرم مواد معدني درون سنگ‌هايي را كه از بين آنها مي‌جوشند در خود حل مي‌گنند. در نتيجه بدن افرادي كه در اين آبها استحمام مي‌كنند مواد معدني مانند كلسيم كه باعث استحكام استخوان‌ها و دندان‌ها مي‌شود، سديم كه باعث بهبود زخم‌ها مي‌شود، و آهن كه باعث بهبود كار سلول‌هاي خوني مي‌شود را جذب مي‌كند.

اين بودار مفيد

يونانيان باستان مقدار زيادي سير را در گذر‌گاه‌ها به عنوان پيشكشي براي الهه‌هاي خود مي‌گذاشتند. مصري‌ها گياه سير را به عنوان يكي از خدايان خود پرستش مي‌كردند. مردم اروپاي مركزي از آن به عنوان طلسمي براي دوركردن خون آشام و انسان‌هاي گرك‌نما استفاده مي‌كردند.

 سير داراي ويتامين‌هاي C و B6 و منيزيم است. ماده ضد ميكروبي كه در سير وجود دارد باعث جلوگيري از عفونت مي‌شود. در طول دو جنگ جهاني مرهم‌هايي از سير روي زخم‌ها قرار داده مي‌شد تا آلودگي‌ها را از بين ببرد. قرن‌ها است كه از اين گياه به عنوان دارو در جنوب شرقي آسيا استفاده مي‌شود: آب آن را در گوش مي‌ريختند تا خارش را درمان كند، از خمير آن براي درمان تب ، سرفه و  پايين آوردن كلسترول استفاده مي‌شد. ظاهرا تنها كاري كه از سير بر نمي‌آيد اين است كه براي خشبو كردن دهان از آن استفاده كرد وگرنه داروخانه‌اي در يك حبه است!

داروي طبيعي

چرا ماليدن پوست در زير آب گرم احساس خوبي به شما مي‌دهد؟ چرا خنديدن اينقدر لذت بخش است؟ چرا هنگامي‌كه مي‌دويد يا ورزش مي‌كنيد احساس شادي مي‌كنيد؟ اين احساسات خوب و شاد به دليل وجود يك هورمون طبيعي در مغز به نام اندورفين است. در طول فعاليت در طبيعت، مغز اين هورمون را در جريان خون پخش مي‌كند، وقتي اين هورمون آزاد شد گيرنده‌هاي درد مسدود مي‌شوند و فشار خون پايين مي‌آيد و مانند يك مسكن عمل مي‌كند. اين ماده استرس را از بين مي‌برد، به عمل گوارش كمك مي‌كند و خلق و خو را بهتر مي‌كند. براي همين بودن و چرخيدن در طبيعت احساس خوبي به افراد مي‌دهد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت 12:4  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

ياد روزي افتاديم كه يك مهندس و يك وكيل به مدرسه ما در دوران راهنمايي آمدند تا از حرفه‌شان بگويند و طبق آن ما تعيين سرنوشت كنيم كه رياضي بخوانيم، علوم انساني يا علوم تجربي.

ياد روزي افتاديم كه بايد از ميان رشته‌هاي موجود در دفترچه انتخاب رشته يكي را براي ادامه راه زندگي انتخاب مي كرديم. هر چند فهرست رشته‌هاي تحصيلي چند صفحه را به خود اختصاص مي‌داد اما ذهن‌ها فقط پر از اسم چند رشته بود؛ مهندسي عمران، پزشكي، داروسازي، داندنپزشكي،‌معماري و حقوق.

واكاوي‌هاي اينچنيني ذهن، وقتي اتفاق افتاد كه در ايميل يكي از دوستان از استراليا متوجه شديم، صاحبخانه‌شان در دانشگاه در شته شراب سازي مشغول به تحصيل است.

اين نوشته تاييد يا رد شراب نيست بلكه فقط نشانه‌اي از نزديكي مراكز آكادميك با واقعيت‌هاي اجتماعي هر منطقه و مظلوم واقع شدن هزاران رشته تحصيلي و هزاران علاقمند كه رشته‌هاي مورد علاقه خود را در دانشگاه هاي ما پيدا نمي‌كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 22:35  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مهر1386ساعت 15:5  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

بالاخره نتونستيم موضوعي انتخابي كنيم كه  لو نده اين همه اشتياق ما به مزرعه چه انگيزه هايي داره. موضوع ما يك تجربه موفقه، يا حداقل با معيارهايي كه ما براي زندگي داريم و آرزو مي‌كنيم موفق به حساب م‌ياد.

خانمي به نام شيرين پارسي بيش از بيست سال پيش از يكي از دانشگاه‌هاي پاريس در رشته معماري فارغ التحصيل مي‌شه و بعداز بازگشت به ايران و ازدواج و به دليل علاقه به طبيعت و كشاورزي راهي گيلان، زادگاه همسرش مي‌شه. پس از چندسالي زندگي در رشت، به دنبال مكاني بكرتر براي اجراي افكار و ايده هاي خود راهي منطقه شاندرمن در 50 كيلومتري شهر رشت و منطقه‌اي مي‌شن كه معناي نام محلي آن گل زنبقه .

اين منطقه در زمان ورودشان بدون راه آسفالت، برق، آب و ساير امكاناتي بود كه ظاهرا نمي‌شه امروزه زندگي بدون اونارو تصور كرد.

زمين هايي رو كه براي كار انتخاب مي كنن مثل ساير مناطق روستايي ما با كرت بندي‌هاي نزديك به هم و غير اصولي بوده. او به عنوان اولين نفر در منطقه به فكر تغيير شيوه كاشت و استفاده بهينه از خاك و منابع مي‌افته. كاشت مورد نظر مثل بقيه مزارع، برنج بود در نتيجه زمين را تسطيح و شروع به خزانه گيري علمي مي كنن.

او اولين نفر در سطح استان گيلانه كه كار خزانه‌گيري علمي، نايلون زدن و خزانه هايي با اندازه علمي رو شروع مي‌كنه و بعداز مدتي اولين تراكتور كوچك و دستگاه نشاء رو وارد گيلان مي كنه.

ايشان هميشه در حال پيدا كردن اطلاعات جديد هم در زمينه‌كشاورزي و هم در زمينه مورد علاقه خود، يعني محيط زيسته. به همين دليل در شاليزارها و باغ‌هايي كه ايجاد كرده هميشه از مبارزه بيولوژيك با آفات استفاده مي‌كنه و به دنبال ماشين آلات كشاورزيه جديده تا بتونه بهترين استفاده از آب و خاك رو داشته باشه .

توليدات اصلي اين خانواده برنجه ولي محصولات باغي هم بخشي از فعاليت اونا رو به خود اختصاص مي‌ده. علاقه به محيط زيست و اهميت دادن به منابع باعث شد تا به دنبال فن‌آوري و سيستم جديدي براي عرضه برنج به مصرف كننده باشه.

او معتقده برنجي كه بايد سرشار از ويتامين ها و مواد معدني باشه با سيستم‌هاي سنتي شالي كوبي كاملا تراشيده مي‌شه و همه مواد مغذي خودشو از دست مي‌ده.

برنجي كه كاملا سفيد و تراشيده باشه بر خلاف نظر رايج بخش زيادي از مواد مغذي خود رو از دست مي‌ده و با اين كار بيشتر اونچه مي‌تونه غذا باشه از بين مي‌ره. به همين دليل و بعداز مطالعاتي كه انجام داده دستگاه‌هاي جديدي براي شالي كوبي خريداري كرده تا محصولش با سيستمي كه به باورهاش نزديكه آماده عرضه به بازار بشه. او معتقده اين كار هم سلامت مصرف كننده و هم منفعت كشاورز رو به دنبال داره.

بعداز اينكه موفقيت‌هاي او در سطح استان شناخته‌تر شد، مروجين جهاد كشاورزي كشاورزان محلي كه باور نداشتن به اين ترتيب و به صورت مكانيزه بشه كشت انجام داد رو به "مزرعه زنبق" بردند تا از نزديك با دستگاه نشاء و ساير فعاليت هاي او آشنا بشن و بتونن الگوي مناسبي براي كشاورزي پايدار ببينن.

او علاوه بر تلاشي كه براي كشاورزي پايدار و سازگار با محيط زيست انجام مي‌ده،‌ يكي از بانوان فعال زيست محيطي در سطح استانه و با عضويت و فعاليت در گروه‌هاي زيست محيطي و  آموزش سايرين مخصوصا بانوان كشاورز و روستايي در زمينه هايي مثل بازيافت زباله‌ها و آگاه كردنشون در مورد روش‌هاي كشت بيولوژيك مي‌پردازه.

اكنون تمام خانواده درمحيطي كه بي شباهت به بهشت نيست در حال كار هستند. محيط داخلي خانه، تزيينات و نحوه زندگي روزمره اونقدر هماهنگ با باورها و آموزه هاي زيست محيطيه كه بيشتر شبيه يك روياست تا واقعيت. او معتقده: اين شرايط خوب نيست كه انسان‌هاي توانمند رو مي‌سازه بلكه اين افراد توانمند هستند كه در كليه شرايط نقش آفرينند.

باور و تلاش اين زن و همراهي خانواده و انديشه‌هايي كه براي روش زندگي پايدار و سازگار با طبيعت داره باعث شد تا در سال 1383 با عنوان برنج‌كار نمونه كشور انتخاب بشه و از دست رييس جمهور وقت آقاي محمد خاتمي جايزه دريافت كنه.

از نظر ما او الگو و نمونه واقعي يك محيط زيستي پيرو توسعه پايداره .

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 18:7  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

داشتيم به اين فكر مي‌كرديم كه براي روز جهاني وبلاگ هاي زيست محيطي چي بنويسيم، بنابه علايق تصميم داشتيم از واقعيت‌هاي پيرامونمون بنويسيم،‌بنابراين با گردش در محيط زندگي پيرامونمون موضوعات زير به ذهن رسيد كه شايد مزرعه يكي از آنها را براي اين روز مد نظر قرار دهد

¬     سري به پاركينگ مجتمع زديم، پر ازماشينه،‌اينكه از اين ماشين‌ها چندتاشون داراي استاندارد يورو 2 به بالا هستند مي‌تونه سوژه خوبي باشه و اينكه چندتا از اونا توليد داخل‌‌اند و چقدر سازگار با محيط زيست

¬    پياده تا سر كوچه كه بري، در دو طرفت باغچه،‌فصاي سبز و درخت وجود داره،‌اما جاهاي خالي‌هم هست كه مي‌تونه سبز باشه ،‌اما بيشتر اين مطلب توجه منو به خودش جلب مي كنه كه به علت نا مناسب بودن وضعيت پياده‌روها (از لحاظ پهنا، عدم رعايت شيب،ارتفاع نا موزون پله‌ها، كفپوش شكسته و خراب) امكان گذر امن از كنار اين فضاي سبز و زير اين درختان وجود نداره و عابران ترجيح مي‌دن به سرعت از خيابان گذر كنند تا به آرامي از اين امكانات لذت ببرند‌، همانگونه كه ساكنين كره زمين به سرعت از مسايل محيط زندگي‌شان مي‌گذرند بدون آنكه به آرامي بر روي آنها تامل كنند.

¬     از اسناد قديمي‌ترمتوجه شدم كه اسم محله ما "توتستان" بوده بررسي سير تاريخي تبديل اون به شهرك مسكوني احتمالا مي‌تونه ارزيابي خوبي از تخريب اراضي طبيعي باشه

¬    در حاشيه محله‌ما دو محله طبيعي و قديمي فرحزاد و مرادآباد وجود داره كه وقتي در آنها پياده‌روي مي‌كني عمق فاجعه تخليه نخاله‌هاي ساختماني در رودخانه‌ها،‌سيل‌گيرها،‌تخريب‌ باغ‌ها،‌ميزان تراكم بالاي جمعيت،‌ و بازي كودكان در زباله و فاضلاب و... را ببيني

¬    به شايع بودن رفتارهاي زيست محيطي در بين اقوام،‌دوستان و همسايه‌ها مي‌‌شه پرداخت. اينكه مي‌بيننتون و مي‌پرسن،‌چرا شهرداري بابت تفكيك زباله پول نمي‌ده،  چرا در هر محله‌‌ايي يك پارك بزرگ احداث نمي‌كنن كه مردم در آن قدم بزنن،‌چرا هتل و امكانات تفريحي در اين محيط‌هاي طبيعي نمي‌سازند تا آدم استفاده كنه،‌چرا هر دو قدم سطل زباله نيست، چرا سوراخ تو كوه‌هاي اطراف تهران ايجاد نمي‌كنن تا هوا تميز بشه،‌ ....

¬    مي‌شه‌هم يك موضوع انتزاعي رو از اينترنت پيدا كرد و ترجمه كرد يا مثلا در مورد امنيت زيستي و تغييرات آب و هوايي و انواع پروتكل هاي بين‌المللي داد سخن سر داد يا حرف‌هاي روشنفكرانه زد كه فلان سياست‌ها و قوانين بايد عوض بشه،‌ يا به اين سازمان و او سازمان گير داد كه چرا به وظايف‌شون عمل نمي كنن

بالاخره ما هم يه موضوعي براي نوشتن پيدا مي‌كنيم

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت 13:30  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

عيد فطر،‌فطريه، عيد قربان، قرباني، جشن عاطفه‌ها، كمك به محصلين بي بظاعت،‌جشن نيكوكاري، كمك شب عيد به خانوده‌هاي بي‌بضاعت، طرح كمك به ايتام، حضور هزاران موسسه خيريه، توزيع سهام عدالت، انواع بودجه‌ها و مصوبات مجلس ودولت عدالت خواه براي مبارزه با فقر و حمايت از گروه‌هاي آسيب‌پذير، وجود انواع و اقسام قلك‌هاي جمع‌آوري اعانه و صدقه، شايع بودن فرهنگ نذر در جامعه، موقوفات فراوان، آيين خمس و زكات

10.43درصد از جمعيت شهري و 22.63 درصد جمعيت روستايي زير خط فقر مطلق قرار دارند، سه درصد جمعيت ايران درآمد زير يك دلار در روز دارند، 15 درصد جمعيت كمتر از 2200 كالري در روز مصرف مي‌كنند،‌هنوز ثبت نام كودكان در نظام آموزش و پرورش به صد درصد نرسيده، هر سال چندين كلاس درس به علت فقدان امكانات ايمني آتش مي گيرند...

به گفته يكي از نمايندگان مجلس، فقر در ايران رشد 12 درصدي دارد، چطوركه با اين همه كمك‌هاي مردمي و دولتي هنوز تغييري در وضعيت فقر بوجود نيامده،‌ به اميد چه تاثيري بازهم ما بايد به مناسبت‌هاي مختلف در مبارزه با فقر حضور داشته باشيم. آيا اين اقدام ما موثره؟

منبع عكس و آمار: گزارش ارزيابي سازمان ملل از ايران

+ نوشته شده در  شنبه 21 مهر1386ساعت 11:4  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 
 

چند روز پيش براي پرداخت حق بيمه به يكي از شعبه‌هاي تامين اجتماعي رفته بودم.چون خودم حق بيمه‌ام رو پرداخت مي‌كنم به قسمت بيمه اختياري و آزاد مراجعه كرده بودم. همين‌طور كه منتظر بودم تا كارمند اون بخش پرينت برگه پرداخت منو بگيره خانم ميان‌سالي كه آمده بود تا خودشو بيمه كنه برگه‌هاشو به همون كارمند داد و گفت من مي‌خوام از بيمه قالي‌باف‌ها استفاده كنم.

از سوال و جواب‌هاي اون زن با كارمند تامين اجتماعي اطلاعات عجيب و شگفت‌آوري دستگيرم شد. حق بيمه قاليبافها زياد نيست چون حقوقي كه بيمه براي اونها درنظر ميگيره خيلي پايينه. از طرف ديگه قاليبافها نمي‌تونن دفترچه درماني داشته باشن چون قانون اينو مي‌گه!! اون بنده خدايي هم كه مراجعه كرده بود يك پسر دبيرستاني تحت تكفل داشت و خودش هم سرپرست خانوار بود. نه خودش و نه پسرش نمي‌تونستن بيمه درماني داشته باشن.

كار من با پرداخت حق بيمه‌ام مثل دفعات پيش تمام شده بود منتها از اون روز تا حالا تصوير اون زن كه از سر ناچاري به شرايط بيمه تن داد و يك سري واژه و شعار كه هميشه مخصوصا در مناسبت‌هاي خاص مثل آنتي بيوتيك هرچند ساعت يك بار از رسانه‌ها به خورد ملت داده ميشه و همه سنگشو به سينه مي‌زنن تو سرم درحال چرخيدنه : عدالت اجتماعي، تامين رفاه، حمايت از اقشار آسيب‌پذير، حمايت از زنان سرپرست خانوار، توانمند سازي زنان، بهداشت، كاهش فقر، ...

ياد مطلبي كه چند هفته پيش در يكي از برنامه‌هاي تلويزيوني ديده بودم افتادم. صحبت از طرح‌ها و برنامه‌هاي شركت ملي فرش ايران براي تشويق مردم به خريد فرش دستباف و گسترش صادرات و حمايت از طرح‌هاي اصيل ايراني بود!

آخرين صحنه‌اي كه يادم مياد پهن شدن همون فرش عظيم‌الجثه‌ايه كه چند ماه پيش به سفارش امارات قاليبافهاي ايراني بافته بودن و بعد كف مصلي پهن شد تا قبل از ارسال براي سفارش دهنده، مسوولان ايراني دسته دسته با كفشهاشون و با قيافه‌هايي پيروزمندانه از اين طرف به اون طرف روي اون فرش رژه برن. تعدادي از بافنده‌ها هم در اين مراسم بودن. تاثيرگذارترين صحنه براي من پيرزن قاليبافي بود كه بعد از رژه مسوولان خدوم و زحمت‌كش! روي تكه‌اي از قالي نشسته بود و با دست‌هاي پينه بسته داشت در سكوتي عميق خارو خاشاك كفش مقامات رو از روي حاصل رنج و زحمتش جمع مي‌كرد.

چقدر سهم اون و سهم زني كه با هم در اداره بيمه بوديم شبيه هم بود ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 15:52  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

روز جمعه نهم شهريورماه (1386) عصر در حدود ساعت 17:30 شبكه دوم سيما فيلم سينمايي خانم پاتر را نمايش داد. اين فيلم كه محصول كشور انگلستان است در مورد زندگي نويسنده كودكان  –خانم پاتر- است كه چگونه به نويسنده‌اي مشهور تبديل شد و زندگي خود را ادامه داد. نكاتي در اين فيلم وجود دارد كه از نظر ما  در خصوص توسعه نگرش حفظ محيط زيست و رعايت اصول توسعه پايدار مهم آمد و مي‌تواند اين فيلم الگويي باشد كه چگونه‌ فيلم‌هاي سينمايي با اينكه موضوع اصلي‌شان محيط زيست نيست ولي مي‌توانند فرهنگ حفاظت از آن را ترويج نمايند.

1-شخصيت اصلي داستان‌هاي خانم پاتر حيوانات هستند و او بارها در گفتگو با ناشران جهت انتشار نوشته‌هايش و در مقابل نظر آنها كه مي‌خواستند شخصيت داستان‌هايش را تغير دهند به صراحت اين جمله را بيان مي‌كرد كه " من حيوانات را دوست دارم"

2-خانم پاتر هنگامي كه نويسنده مشهوري شد از لندن به ييلاقات شمال كشورش جهت سكونت نقل مكان كرد و در كنار نويسندگي مزرعه‌اي خريد و ضمن حفظ كارگران مزرعه به كشاورزي و دامداري پرداخت در صورتي كه مزرعه‌هاي ديگر در حال تبديل شدن به ويلاها و ساختمان‌ها بودند. به نظر ما اين كار خانم پاتر همان تمركززدايي است كه يك شخصيت اجتماعي برجسته با منابع مالي مي‌تواند انجام دهد و آغازگر اين راه باشد و با خود ساير امكانات و منابع را به مناطق محروم و دورافتاده ببرد و مانع از قلع و قم كردن آنها شود.

3-خانم پاتر بعداز استقرار در مزرعه اوليه خود، شروع به خريد ساير مزرعه‌هاي اطراف نمود و در رقابت با زمين‌خواران كه قصد تبديل مزارع را با شعار"عمر كشاورزي مزارع تمام شده و بايد  به ويلا و ساختمان تبديل شوند"داشتند، مزرعه‌ها را به دو برابر قيمت مي‌خريد و در واكنش به اعتراض سايرين مي گفت "اين زمين‌ها  ارزش حفاظت را دارند"

4- يكي از سكانس‌ها، جلسه‌اي را با حضور روستايي‌ها نشان مي‌داد كه خانم پاتر هم حضور داشت. در آن جلسه موافقان و مخالفان فروش مزرعه‌ها براي ساير هم‌نوعان خود (كشاورزان) صحبت مي‌كردند. در اين صحنه نمايش داده شد كه چگونه ساير كشاورزان بعداز صحبت يكي از مخالفان فروش مزارع او را تشويق كردند. اين سكانس براي ما نمايش تشكل كشاورزان، اطلاع‌رساني و هم‌افزايي بود.

5-در صحنه آخر، روايت‌گر فيلم بيان كرد كه چند سال بعد،‌ بعداز تصويب قانون حفاظت از اراضي، خانم پاتر حدود 1600 هكتار از زمين‌ها و مزارع خريداري شده خود را، جهت حفاظت به سازمان‌هاي محيط زيستي  واگذار نمود.

http://misspottermovie.typepad.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 22:37  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

و نخوانيم كتابي كه در آن باد نمي‌آيد

و كتابي كه در آن پوست شبنم تر نيست

 و كتابي كه در آن ياخته‌ها بي بُعدند

"سهراب سپهري"

 چند ماه پيش ما (ليلا و شهريار) قصد عزيمت از شهر به روستا كرديم. هدف تمركززدايي، معكوس كردن روند مهاجرت و ... نبود بلكه كسب آسايش بود.

منطقه شناسايي شد و فهرستي از كارهاي زير گروه كشاورزي كه انجام آن از ما بر مي‌آمد تهيه شد. در خصوص انجام هريك بررسي كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه: امكان احداث حوضچه‌هاي پرورش ماهي در استان تهران وجود ندارد! ‌به زمين‌هاي زير 4000 متر تسهيلات كشاورزي اعطا نمي‌شود! دامپروري مقرون به صرفه نيست!   كه هريك از آنها حديث مفصل دارد. بالاخره نا كافي بودن امكانات و نبود حمايت و مقررات مناسب از افرادي كه قصد عزيمت به روستا دارند، ما را ناچار كرد كه انگيزه شهر نشيني را در خود تقويت كنيم.

تصميم گرفتيم حالا كه امكان احداث مزرعه واقعي نيست، پس مزرعه‌اي در دنياي مجازي و الكترونيكي ايجاد كنيم شايد اين بار از حلوا حلوا كردن دهن شيرين شد .

مزرعه قرار است حاصل زحمت و  تلاش هر دويمان باشد. البته شايد در گوشه كنار آن تك محصولي‌هايي نيز مشاهده شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 8:50  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |