تبليغاتX
مزرعه

اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها را در جهان سوم میتوان کسانی دانست که؛ بطور همزمان نظارت بر دوازده رساله (اگر دانشجویان بتوانند آنها را پیدا کنند)، مدیریت یک یا چند طرح تحقیقاتی بزرگ (که توسط مدیران تازه کار و عملاً بوسیلة اعضای گروه مطالعات میدانی اداره میشوند)، تدریس (از یادداشتهای قدیمی یا بدون برنامه)، شرکت در ده تا دوازده کمیته (با ارسال عذرخواهی برای غیبت یا تصور در ارسال عذرخواهی)، نگارش چند کتاب (با اضافه کردن یادداشتهایی به پیش نویس کتابهای مؤلفان مبتدی)، توسعه و گسترش یک برنامه یا دورة جدید درسی (که در پایان کار مثل درس قبلی مطلوبیت چندانی ندارد) و انجام مشاوره برای سازمانها و وزارتخانه های مختلف (که به دلیل اجتناب ناپذیر مالی بر تمام کارهای دیگر اولویت دارد) را برعهده دارند.



بخشی از مقالة توسعة تحقیقات اجتماعی و توسعة روستایی

رابرت چمبرز

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 14:47  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

ای ایران هنرمندان

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 20:28  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

تيم فوتبال بارسلونا سال‌ها بود كه به خاطر نداشتن تبليغ روي پيراهنش در دنياي حرفه‌ايي و سرمايه‌داري فوتبال روز دنيا معروف بود. پيراهن اين تيم پرچم و نماد ايالت كاتالونياي اسپانيا است و تيم و هوادارانش هيچ وقت حاضر به تبليغ و استفاده تجاري از اين نماد نبودند. تا اينكه دوسال پيش اين تيم براي حمايت از پروژه‌هاي يونيسف و حمايت از كودكان محروم توافقي با آژانس كودكان سازمان ملل نمود و نام يونيسف را روي پيراهنش درج كرد تا حمايت خود را با آن همه هوادار در سراسر دنيا و ستارگان چندين ميليون يورويي خود از پيمان حقوق كودك و فعاليت‌هاي بشر دوستانه براي كودكان جهان اعلام كند. اين كار نمادين به غير از فعاليت‌هاي مستقل ستارگانش در اين زمينه در كشورهاي مختلف و اقدامات ديگر خود باشگاه است. اينها همه در حالي است كه سر و صداي بازي‌هاي زيباي بارسلونا، جادوگري بازيكنان ميليوني‌اش و رقابت‌هاي تنگاتنگ اين تيم در اروپا بيشترين چيزي است كه هميشه در خبرها بوده و اين تيم كاملا حرفه‌ايي به صورت كاملا واقعي و بدون شعارهاي دروغين مشغول استفاده از شهرت و امكاناتش به نفع كودكان جهان است.

هزاران كيلومتر اين سوتر، درجايي كه بوق اخلاق گرايي در ورزش و مخصوصا فوتبال، شعار هر روزه مسولان تيم‌ها و بازيكنان غيرقابل مقايسه‌اشان با ستارگان جهان فوتبال است، جايي كه هر روز تيم‌ها با كلي شعار اخلاقي روي پيراهن‌ها و پارچه نوشته‌هايشان سعي مي‌كنند به همه بقبولانند كه كاملا اخلاقي‌اند،

 امروز سه شنبه 29 بهمن 87 در بازي پيروزي و ابومسلم مشهد در ورزشگاه آزادي و در هنگام پخش زنده فوتبالي كه اصلا از لحاظ زيبايي و حرفه‌ايي هيچ تشابهي با فوتبال روز دنيا ندارد، جلوي چشم ميليون‌ها بيننده، خبرنگار و عكاس – دروازه‌بان ... تيم ابومسلم كه هيچ صفت انساني‌ را نمي‌توان به او نسبت داد، پس از دريافت گل و ظاهرا به خاطر ضعف اعصاب، توپي را كه كودك توپ جمع كن پشت دروازه برايش انداخته بود به نشاني اعتراض به كُند بودن او توپ را محكم به طرف سر او پرتاب كرد و سر و صورت او را به شدت مورد اصابت توپ قرار داد.

چهره كودك سراسر ترس و شوك بود، كه دل هر بيينده‌اي را آنقدر به درد مي‌آورد كه احتمالا بسياري هيچ‌گاه ديگر فوتبال وطني يا به اصطلاح رقابت‌هاي ورزشي داخلي را نگاه نكنند.

اين فوتبال اخلاق‌گرا ما !!! كودك آزاري در زمين ورزش را به همه دنيا نشان داد، آنوقت صدها بازيكن فوق ستاره دنيا و تيم‌هايشان سعي مي‌كنند به غير از زرق و برق فوتبال در انجام كارهاي بشر دوستانه و به خصوص در مورد كودكان از هم سبقت بگيرند.

سفيران حمايت از حقوق كودك، كه هميشه شعار مي‌دهند، شايد بد نباشد الان به مردم نشان دهند واقعا لياقت اين عنوان را دارند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 22:30  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

پزشك آمپول و قرصي را در نسخه نوشت و گفت: داروها تخصصي است و بايد از داروخانه‌هاي دولتي مثل 13 آبان تهيه شود. به دنبال فرمايش دكتر، به همراه بيمار تاكسي گرفتيم و به داروخانه شبانه روزي 13 آبان رفتيم.

دكتر پذيرش گفت: آمپولش‌رو نداريم،

گفتم: كجا داره؟

گفت: شايد هلال احمر،

گفتم : شماره تماسش رو داريد؟ زنگ بزنم، شايد اونها هم نداشته باشند،

برام شماره تماس‌رو نوشت روي  نسخه، ولي هرچي زنگ زدم كسي جواب نداد.  به مطب پزشك زنگ زدم و داستان را تعريف كردم، پزشك گفت :  دارو وارداتيه و فقط دولت وارد مي‌كنه و بايد از داروخانه‌هاي دولتي بگيريد.

ساعتي بعد در داروخانه هلال احمر،

دكتر پذيرش گفت: داروها را داريم ،‌دقايقي بعد بلندگو پيجمان كرد،‌

دكتر پذيرش گفت : مي‌گن آمپولش تمام شده

گفتم: پس كجا داره؟

گفت: شايد 29 فروردين

باز به همراه بيمار در هواي سرد شبانگاهي به سمت ميدان حر تاكسي گرفتيم.

دكتر پذيرش داروخانه 29 فروردين گفت : آمپول داريم ولي قرصش‌رو ، فردا صبح بيا بگير

گفتم : آخه چرا فردا؟ خوب اونم الان بده.

گفت: نمي‌شه، اونو بايد از باجه شش كه تخصصي‌اند بگيري

گفتم : پس حداقل آمپول بده،‌ شايد تا فردا تمام بشه

گف: باشه ولي آمپول بيمه نيست و دونه‌ايي شش هزار تومان است

گفتم: باشه

فردا صبح به جاي داروخانه 29 فروردين به داروخانه 13 آبان كه در مسير بود رفتم و خواستم اگر قرص را دارند ، آنرا تهيه كنم.

دكتر پذيرش گفت: داريم ولي بيمه نيست و دونه‌ايي هزار و پانصد تومان است و بايد حداكثر تا يك ساعت ديگر در يخچال باشه.

گفتم : لطفا بدهيد ، (آخه چه جوري در اين ترافيك يك ساعته به يخچال برسونم )

هدف از نقل اين ماجرا دو نكته است:

يك) چرا دارويي كه آزاد است و اين همه مورد نياز،‌ فقط توسط دولت وارد مي‌شود و فقط در داروخانه‌هاي دولتي بفروش مي‌رسد؟

دو) چرا دكتر پذيرش داروخانه 13 آبان كه براي اولين بار به آن مراجعه كرديم و مي‌دونست دارو بيمه نيست، اقدام به تحويل قرص ننمود و با نداشتن آمپول ما را به داروخانه ديگري حواله داد و مجبور شديم براي گرفتن قرص ، روزي ديگر به اين داروخانه مراجعه كنيم.

پ. ن:  خدا مراجعه به داروخانه را نصيب نكنه، ولي بايد بريد تا معني دسترسي به بهداشت، حقوق شهروندي و عزت ملت را بفهميد.

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 19:12  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

بالاخره صدا و سيما در ميان مصاحبه با چندين دكتر و دانشمند زيست محيطي با يك فعال زيست محيطي هم مصاحبه كرد. هادي كاشاني به عنوان فعال محيط زيست در برنامه صبجگاهي از تجربه‌هاي خود با مردم صحبت كرد. حداقل در چهار سال گذشته هادي به واسطه فعاليت داوطلبانه، با حفظ ساختاري كه ده‌ها داوطلب محيط زيست با آن در ارتباط هستند، نشون داد كه يك فرد چگونه مي‌تونه مبناي فعاليت ساير مردم قرار بگيره.

اولين باري كه هادي رو ديدم در يك جلسه‌اي بود كه قصد انجام يك مطالعه شهري در منطقه هفت تهران رو داشت، وقتي مسوول جلسه از همه پرسيد كه قصدش از شركت داوطلبانه در اين تحقيق چيه؟ هادي گفت: به قول سهراب به دنبال كشف راز گل سرخ ام. فكر كنم هادي راز خودش رو كشف كرده و اون هم علاقه به فعال بودن در زمينه محيط زيست است.

منم هي فكر كردم كه اولين بار هادي رو كي ديدم؛ بالاخره يادم اومد كه اونو توي يكي از جلسات درختكاري كه فكر كنم حدود 10 سال پيش بود ديدم.توي اين فكرا به يه نتيجه جالب رسيدم، هادي اينقدر فعال بوده كه انگار يه بخش جدانشدني از فعاليت‌هاي داوطلبانه‌اي هست كه يادم مياد براي همين به ياد آوردن بار اول برام سخت بود، اون هميشه بوده و اميدواريم هميشه هم سلامت و پايدار باقي بمونه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 12:4  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

نزديك سه هفته است كه تمام شبكه‌ها و روزنامه‌ها و راديوها و سايتها پر شده از اخبار جنگ در غزه. به اينكه هر دولتي چه جوري داره اين قضيه رو پوشش مي‌ده كاري نداريم، چون كم ارزش‌ترين چيز الان گشتن دنبال اين قضيه‌است كه كي چي سياستي رو داره دنبال مي‌كنه. چيزي كه معلومه اينكه جنگ يعني سياست و سياست هم از قديم گفتن .... نداره!

ماجرا اينه كه مثل همه جنگ‌هاي دنيا سياسيون پشت ميزهاشون نشستن و يه تار مو هم از سرشون كم نمي‌شه، يه ملتي هم كه اينبار اسمشون ملت غزه‌ است دارن به معني واقعي له ميشن. حالا اينكه همه دنيا تظاهرات مي‌كنن يا نه، اينكه اصلا تظاهرات وضع اونا رو تغيير مي‌ده يا نمي‌ده، اينكه الآن اونا آرد و روغن مي‌خوان يا حق حيات، اينكه دارن مقاومت مي‌كنن يا گير افتادن و هزار تا چيز ديگه اونقدر جوابش واضحه و هر كي اين روزها بهش فكر كرده كه ديگه گفتنش تكرار مكرراته.

ولي يه چيزي هر بار كه توي اخبار تكرار مي‌شه يه علامت سوال رو برامون گنده‌تر مي‌كنه. گويا يك عده بشر دوست!!! تحت عناوين مختلف هر روز دارن داد مي‌زنن كه آهاي اسرائيلي‌ها از سلاح‌هاي فسفري و غير مجاز استفاده نكنيد!!!! مي‌دونيد هر وقت كه اين جمله‌رو توي هر جنگي مي‌شنويم چي به نظرمون مياد : معني مخالف اين حرف اينه كه آهاي آدمايي كه دارين مي‌جنگين از سلاح مجاز استفاده كنيد! يعني به عبارت ديگه مي‌خواين بكشين اشكالي نداره، فقط مجاز باشه وسيلش!!!! اين از احمقانه‌ترين قوانين بشردوستانه آدم‌ها است. سلاح يعني كشتن، نابودي، قطع عضو، بيماري،‌بدبختي، ناله و شيون، غم، زندگي‌هايي كه بي‌خود و بي‌جهت تباه مي‌شه، آرزوهايي كه برباد مي‌ره، يعني در يك كلمه جنگ و كثافت.

سلاح همه جورش غير مجازه، تورو خدا اين آدم‌هاي بشر دوست اين ژست‌هاي ابلهانه‌رو كنار بذارن و يك كلمه بگن آقا بشر دوستي ما كشكه، ما با كشتن مشكل نداريم ،‌الكي داريم شلوغش مي‌كنيم.

اگر اينطور نيست پس لا‌اقل بگن كشتن مگر مجاز و غير مجاز داره؟؟؟؟!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 دی1387ساعت 10:29  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

خوردن گوشت هيچگاه به اندازه امروز رايج و به همان اندازه بحث برانگيز نبوده است. رواج سريع گوشت‌خواري باعث شده است كه قيمت گندم و جو ( به دليل استفاده براي تغديه دام) دوبرابر شود ، و ميليون‌ها نفر در جهان دچار گرسنگي شوند .اين كار باعث تحولي در دامداري شده كه نتيجه‌اش افزايش بيشتر گازهاي گلخانه‌اي است.

مردم معمولا اگر بتوانند هزينه خريد گوشت را بپردازند دوست دارند گوشت مصرف كنند، و يكي از نشانه‌هاي خارج شدن مردم يك جامعه از فقر امروزه مصرف هرچه بيشتر گوشت توسط آنها است. اين روزها خوردن گوشت يكي از نشانه‌هاي رشد اقتصادي در كشورهايي مثل چين و هند و نيز بسياري ديگر از مردم شده است.

در چين در كمتر از سه دهه مصرف گوشت هر نفر بيش از دو برابر شده است يعني از 24 كيلو در سال 1980 به 54 كيلو در سال 2007 رسيده است. در هند مصرف مرغ از اين هم بيشتر شده است به نحوي كه آنها در سال 1990 تنها 2/0 تن مصرف داشته‌اند و اكنون به 3/2 تن رسيده است. پيش ‌بيني مي‌شود كه مقدار مصرف در اين دو كشور پرجمعيت دنيا از اين هم بيشتر شود!

مشكل اين جاست كه پرورش دام به گندم و جو زيادي نياز دارد كه اگر توسط دام‌ها استفاده نشود مي‌تواند غذاي بسياري از مردم باشد.  براي توليد يك كيلو گوشت گوساله به 8 تا 9 كيلو جو و گندم نياز است. هم چنين براي اينكه گوساله‌اي پروار شود براي هر كيلوي آن به 20 متر مربع زمين لازم است در صورتي كه براي توليد يك كيلو سبزيجات فقط 3/0 متر مربع زمين لازم است. در حالي كه دو كشور پرجمعيت دنيا هر روز بيش از قبل به خوردن گوشت و مرغ علاقه‌مند مي‌شوند نشانه‌هاي بحران در تامين غذاي مردم دنيا از هم اكنون آشكار شده است.

آنچه كه امروزه به "انقلاب دام‌پروري" معروف است خود باعث افزايش گرماي كره زمين مي‌شود. سازمان غذا و كشاورزي ملل متحد در گزارشش گفته است كه يك پنجم گازهاي گلخانه‌اي كه در دنيا توليد مي‌شوند به دليل پرورش دام‌ها جهت تهيه غذاي مردم است- يعني بيشتر از تمام رفت و آمدهاي وسايل نقليه در دنيا.
چراي دام عامل اصلي از بين رفتن جنگل‌ها در تمام دنيا است. از طرف ديگر چراي بي‌رويه دام‌ها يك پنجم مراتع دنيا را به بيابان تبديل مي‌كند. هم‌چنين براي اينكه يك ليتر شير توليد شود رقم باور نكردني 990 ليتر آب مورد نياز است!

اما انسان به دليلي همه‌چيز خوار است. گوشت يكي از راه‌هاي مهم تامين بسياري از مواد مغذي است. با اين حال بسياري از مردم هم‌چنان گياه‌خواري را انتخاب مي‌كنند. براي مثال بسياري از هندو‌ها و بودايي‌ها به دلايل مذهبي هيچ محصول دامي را مصرف نمي‌كنند. برخي ديگر هم به دلايل اخلاقي و يا سلامتي از خوردن گوشت دوري مي‌كنند- براي مثال 3/2 درصد از بزرگسالان در ايالات متحده امريكا گياه‌خوار هستند و 7/6 درصد هم از گوشت قرمز استفاده نمي‌كنند.

واقعيت اين است كه خوردن يا نخوردن گوشت يك مسئله كاملا انتخابي است. اما مسلما با توجه به مسايلي كه دامداري براي دنياي امروز به وجود مي‌آورد اين توصيه مي‌تواند بسيار درست باشد كه در صورت استفاده از گوشت در رژيم غذايي تعادل و ميانه‌روي در مصرف آن حفظ شود و در هنگام استفاده از آن به تاثيراتي كه دامپروي زياد بر روي افراد فقير و حتي محيط زيست مي‌گذارد فكر كنيم تا در صورت تمايل به اندازه از آن استفاده كنيم.

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 10:44  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

هنگامي كه مهندسان برجسته كارخانه مرسدس بنز در آلمان تصميم گرفتند خودرويي بسازند كه مصرف سوخت آن بسيار مناسب‌تر از خودروهاي قبلي باشد، به سراغ موزه تاريخ طبيعي رفتند تا دلفين‌ها و كوسه‌هاي براق و صيقلي را بررسي كنند. اما در كمال شگفتي اين يك نوع ماهي چاق بود كه آنها را صيد كرد!

 

مرسدس بنز جديد

يكي از اين مهندسان مي‌‌گويد: ما تعجب كرديم وقتي اين ماهي زمخت به مدل ما براي طراحي يك خودروي ايروديناميك با مصرف مناسب سوخت تبديل شد! طراحي ايروديناميك باعث كاهش اصطكاك خودرو با باد مي‌شود و مصرف سوخت آن را پايين مي‌آورد.

ممكن است اين ماهي به نظر خشن بيايد اما قادر است به راحتي در آب سرعت بگيرد، بايستد، به عقب حركت كند و حتي زيگزاگ برود. ماشين جديد كارخانه آلماني دايملر كه "بيونيك "نام دارد الگوي خود را از اسكلت بدن اين ماهي گرفته است. مانند همين ماهي، اين خودرو مي‌تواند سريع حركت كند و قدرت مانور بسيار بالايي دارد. به دليل شكل بدنه مصرف سوخت آن هم بسيار پايين است.

دانشي كه با استفاده از الگوبرداري از طبيعت و جاندارن باعث طراحي ابزار جديد مي‌شود را "بايوميميكري" مي‌نامند. "بايو" به معني زندگي است و "ميميكري" هم يعني تقليد كردن .

اما الگو برداري از طبيعت فقط مخصوص اين خودرو نيست. در كشور آفريقايي زيمباوه مهندسان ساختمان‌هايي ساخته‌اند كه مصرف سوخت آنها حداقل است. الگوي آنها خانه‌هاي تپه‌مانند موريانه‌ها است. در اين ساختمان دريچه‌هايي طراحي شده است تا همانند لانه موريانه‌ها هوا به خوبي جريان داشته باشد و بدون نياز به دستگاه تهويه مطبوع هواي داخل ساختمان خنك باشد.

كارخانه‌اي هم در يكي از شهرهاي آمريكا با الهام از برگهاي گل نيلوفر آبي رنگي را براي نماي ساختمان‌ها توليد كرده‌است كه قادر است به صورت خودكار خودش را شستشو دهد. هنگامي كه اين رنگ خشك مي‌شود درست مانند برگهاي اين گل سطحش پر از برآمدگي مي‌شود. در زمان بارندگي دانه‌هاي باران روي اين برآمدگي‌ها جويي را تشكيل مي‌دهند كه با جركت به سمت پايين تمام آلودگي‌هاي جمع شده روي رنگ را شسته و آن را دوباره مانند روز اول مي‌كنند.

حقيقت اين است كه طبيعت ميلياردها سال تحقيق و بررسي نموده و اكنون بهترين طرح‌ها باقي مانده‌اند. به همين دليل كارخانه‌هايي كه مدل توليدات خود را از روي طبيعت برمي‌دارند بايد به نوعي از آن قدرداني كنند. يعني به طور مثال مدل يكي از توليداتش را از روي باله پشتي وال الگوبرداري كرده است موظف است سهمي از سود خود را به حفاظت از جانوران آبزي اختصاص دهد. اين درواقع راهي است براي تشكر از ايده‌هايي بي‌نظيري كه طبيعت براي زندگي امروز در اختيار ما قرار مي‌دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آذر1387ساعت 9:39  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 
اگر جمله بالا را قبول نداريد به آبخوري فرودگاه بين المللي تازه ساز تهران نگاهي بياندازيد تا اوج دقت، ظرافت و هنر را در انتخاب نوع آبخوري و لوله كشي آن دريابيد. ديوار مجاور هم كه لوله‌ها استادانه به آنجا وارد شده‌اند سرويس بهداشتي است كه آن هم نوع ديگري از نبوغ معماري ايراني است...!!

نمادي از هنر!

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آبان1387ساعت 14:43  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني | 

چند روز پيش فرصتي دست داد تا با چند تن از كشاوران كرمانشاهي نشستي داشته باشيم. در حاشيه بحث اصلي نكاتي كه جنبه گلايه داشت از سوي ايشان مطرح شد، ضمن آنكه براي ما جالب بود،‌ ايشان خواهان رساندن آنها به گوش مسولان بودند،‌ما هم كه همين يك رسانه را بيشتر نداريم،‌پس در زير مطالب را مي‌آوريم شايد به گوشي رسيد.

كشاورزان محصولات متفاوتي كاشته بودند – ذرت، سيب زميني،‌...-  امسال براي اولين بار سيب زميني را كشت كرده بودند تا از شر دردسرهاي فروش چغندر به كارخانجات نيشكر و همزماني واردات شكر با برداشت چغندر خلاص شوند. قرار بود دولت محصولات سيب زميني كشاورزان را تضميني خريداري نمايد. در ماه گذشته اول فصل يك فرصت ده روزه را اعلام مي‌كند براي اينكه كشاورزان محصولات خود را به مراكز خريد بفروشند، اما تا خبر در اين سيستم سريع اطلاع رساني به كشاورزان برسد فقط دور روز باقي مانده بود و چون اداوات كشاورزي به سهولت در دسترس كشاورزان است!! تعداد كمي موفق به برداشت،‌ حمل و فروش محصول خود به قيمت كيلويي 135 تومان به دولت مي‌شوند و بقيه محصول رو دست يا در زمين باقي مي‌ماند . خلاصه پيگيري مي‌شود و احتمالا يك مهلت ده روز ديگر تا پايان مهر ماه بدهند ولي قيمت خريد به كيليوي 108 تومان نزول پيدا كرده. جالب اينجاست كه طرح تضميني قرار بوده باعث كنترل بازار شود يعني زماني كه وقت برداشت است دولت محصولات را خريداري و نگهداري كند و ماه‌هايي كه محصولات كمياب مي‌شوند آنها را به بازار عرضه نمايد. امسال اتفاق جالبي افتاده،‌دولت سيب زميني‌هايي كه از استان‌هاي مجاور كرمانشاه مانند همدان به صورت تضميني خريداري كرده بود به صورت رايگان در اختيار برخي ارگان‌ها براي توزيع بين كارمندان خود قرار مي‌دهد كه اين منجر به كاهش شديد قيمت و تقاضا در استان مي‌شود و حتي كشاورزان قادر به فروش محصول در بازار محلي نيز نيستند . جالب اينكه قيمت سيب زميني در بازار كرمانشاه كيلويي 250 تومان، در بازارهاي نرخ دولتي  تهران 400 تومان است.

محصول ذرت هم مشابه سيب زميني در اول فصل كيليويي 350 خريداري شده و هر روز كاهش قيمت دارد و پيش بيني مي‌شود در اين هفته به كيلويي 250 تومان برسد.

سوال كشاورزان اين بود با توجه به اينكه صدا و سيما هر شب صحبت از تورم جهاني و تاثير آن بر گراني محصولات در ايران دارد چرا محصولات كشاورزي اين بندگان زحمت كش خدا هر روز ارزان‌تر مي‌شود. بيشتر كشاورزان تمايلي به برداشت محصولات خود ندارند و آنها در زمين رها كرده‌اند...

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 11:45  توسط ليلا رستگار-شهريار رحماني |